سيد محمد كمره اى
179
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
تلگراف دمكراتهاى سمنان در حمايت از امير حشمت تلگرافى از خيرخواه كميته سمنان فرقه دمكرات ايران خطاب به معتضد السلطنه كه ما رضايت از امير حشمت داريم و مىخواهيم او حاكم ما باشد . معلوم شد كه قوام السلطنه وارد سمنان كه مىشود امير حشمت به خيال مىافتد كه همراه او به خراسان [ رفته ] و يكى از ولايات آنجا را نائب الحكومه شود . بعد به دولت اطلاع مىدهد . دولت هم معتضد السلطنه را حاكم آنجا مىكند . بعد گويا بين امير حشمت و قوام السلطنه سرنمىگيرد . حالا پشيمان شده . قرار شد كه ناظم التجار به كميته سمنان تلگراف كند كه حق كميته اين كارها نيست . مطالبى درباره اقتدار الدوله بعد شاهزاده ركن الممالك آمده صحبت ديشب يكنفر جوان كه با خطيب الملك در مجمع سربهسر مىگذاشت و خطيب حاضر شده ، فرار نموده و آن جوان خطيب را با مطالب شيرين و صحيح ملعبه مىكرد نقل كرد . واقعا خيلى بامزه بود . بعد صحبت اقتدار را كرد كه زمانى كه فرمانفرما او را آورده بود در عدليه ، و وقتى كه رئيس اجرا بود معلوم شد خيلى از طرفين يك معامله پولهاى متعدده گرفته و به جهت سرعت اجراء و بطوء « 1 » اجراء مداخلهها كرده . بعد حكايت قتل كاشان اقتدار را كه شوهرخواهر شريف الدوله را كشته بود ، وضع غريبى نقل كرد . بعد بنده نقل دسيسه جديد را كه من تلگراف به آقا ميرزا محسن بنمايم نقل كردم . گسترش بيمارى حصبه بيست و پنج تومان هم از ناظم كه بقيه طلب داشتم از ناظم گرفته بلند شده سيد اسماعيل به ملاقات آقا ميرزا ماشاء الله دوختهفروش رفته ، بيچاره به واسطه ناخوشى اطفال و عيالش به مرض حصبه مكدر بود . بعد عنوان خوبى مطالب رساله صلاح امروزه و حسن اثر او در افكار غير شارلاتانها اظهار كرد . بعد بلند شده كاروانسراى خوانسارىها يك من صابون آشتيان بيست و دو هزار خريده به حجره آقا ميرزا صدر الدين رفته گفتند در خانه ناخوش و مبتلاى حصبه ، چون
--> ( 1 ) . كند كردن .