سيد محمد كمره اى

136

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

ماليات‌ها است . چنان غارت و چپاول ماليه دولت و مردم را مىنمايند كه حد ندارد . با قوه مأمور مطالبه جنس سه‌ساله را مىنمايند تا لابد شوند كه خدمت فوق العاده بنمايند كه به اسم موقوف المطالبه يا تخفيف نوشته به دهندگان ماليات بدهند . واقعا اگر بخواهند اصل جنس ديوان را بدهند مأمورين قسمى مىكنند كه جنس را ندهد . مثلا مىگويند جنس سه ساله شما بيش از اين مقدارى است كه مىگوييد يا بايد تسعيرش را فلان قيمت بدهيد يا اگر جنس كم باشد يا نباشد مىگويند بايد عين جنس را بدهيد . قسمى مىكنند كه استخوان لاى زخم بماند و دخل خوبى بكنند . تخفيف مىدهند بعد مأمور ديگرى مىآيد مىگويد بايد ماليات‌ها را بدهيد ، مأمور ماليه سابق حق موقوف المطالبه نمودن يا تخفيف را نداشتند . ملاحظه نمائيد چه خواهد بود حال مردم بيچاره مردم ، آخ بيچاره مردم . اظهار مىنمود كه در همدان گندم خروارى دويست تومان . در كوچه‌هاى آنجا مرده‌ها افتاه كسى نيست بردارد . در راه گوشت اسب را گير آورده خورديم . نمىدانم اسب مرده بود يا او را ذبح نموده بودند . از اين صحبت‌ها به قدرى نمود كه من طاقت نياورده او را با اكبر آقا گذاشته خودم به عنوان اصلاح باغچه توى حياط آمدم . بعد جواب تلگراف بروجردىها را نوشته به اكبر آقا دادم كه به تلگرافخانه برساند . بعد آن‌ها رفته ، ناهار اشكنه با پنير و سبزى خورده قدرى خوابيده بعد از چايى ، آب براى باغچه مىآمد ، احمد مشغول ميرابى . من هم بيرون آمده كه به وزير داخله تلگراف بروجرد را برسانم . ترميم كابينه [ به ] دربار آمده معلوم شد كه رئيس الوزراء كسور وزراء را به فرح‌آباد معرفى مىكند ؛ وزير عدليه نصر الملك ، وزير ماليه مشار الملك ، علوم ممتاز الملك ، جنگ . . . ، مخبر السلطنه و مشاور الممالك و سردار اسعد هم كه داخله و خارجه و تلگراف بودند . شروع به تشكيل ملى در بروجرد بعد مرآت الممالك را ديده قرار شد فردا قبل از ظهر بروم به جهت ملاقات وزير داخله . مرآت اظهار داشت كه بينش روزها مىآيد . امروز ناهار اظهار داشت كه