سيد محمد كمره اى

131

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

نرساند . آن‌وقت اين نجم‌آبادى را مىبرد نزد هيئت دولت و به زور امانت او را نمايش مىدهد . حال كه ماليه نهاوند را نجم‌آبادى به باد مىدهد ، به دولت تلگراف رمز مىكند كه كمره‌اى به نجم‌آبادى تلگراف كند كه از اين خلاف كارىها دست بردارد . با آقا ضياء خداحافظى كرده رفت . صحبت وزارت جنگ امير مفخم بعد بيرون آمده منزل حاج جلال لشكر رفته ؛ نبود . كم‌كم منزل معتمد الدوله برحسب دعوتى كه شب منزل ما آمده و من نبودم ، ناهار به خانه خودش دعوتم كرده بود رفتم . مقارن ناهار به باغچه‌اش رفته ، ناهار آش رب انار و چلو و قيمه و قورمه‌سبزى خورده ، صحبت وزارت جنگ امير مفخم شد . گفتم منجز « 1 » نشده ، اما ميل داشت معاونت را قبول نمايد ، اما گمان نمىكنم اگر واقعيت پيدا كند امير بدون جايزه قبول نمايد ، جايزه را هم به جهت اينكه از من اختفاء مىكند قبول نمىكند . بعد باهم به منزل مشير اكرم [ رفته ] ، در بين راه منزل مدير الصنايع كه حصبه گرفته بود رفته ، حالش بهتر شده بود ، اما باز بسترى بود . مقدار نود و يك من گندم آنجا بود كه صد تومان شيخ حسن فرستاده بود من بابت قيمت گندم . به سلامتى استقلال انگليس در خانه مشير اكرم چايى و صحبت ترتيب تجمع شاهزاده‌ها براى عريضه به شاه در خصوص سليمان ميرزا كه مستخلص شود . بعد بيرون آمده ، سه به غروب منزل مستشار الملك ، بعد خانهء سلطان العلماء [ رفته ] هيچكدام نبودند . بعد توپخانه آمده به منزل آقا حسين خان لله رفته ، قدرى صحبت و اينكه صدرائى و ملك الشعراء در مجلس در سنه ماضيه به سلامتى استقلال انگليس در ايران باده نوشيدند . اصرار كردم در چه جا ؟ گفت باشد در زمانش خواهم گفت . بعد اظهار داشت ميرزا عبد الحسين خان شفاء الملكى هم امروز به واسطه سيصد تومان كفيل مرخص شده ، چون تب شديدى كرده بود ؛ به ملاحظه حصبه كفيل گرفته ، رهايش نمودند .

--> ( 1 ) . منجز : بر وزن محسن ، به وعده وفاكننده . برآورندهء حاجت .