سيد محمد كمره اى
118
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
فوت شاهرودى خبر فوت حاج محمد تقى شاهرودى [ در اينروز رسيد ] . از دسايس اقتدار الدوله چهارشنبه 21 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى فرستادم عقب آقاى عين الممالك براى تلگراف رمز اقتدار الدوله كه به وزارت ماليه عرض كرده بود و تفصيل ديروز . بعد مرآت تشريف آورده از تلگراف رمز معلوم كردند كه مراد اقتدار ، تلگراف من به ميرزا محسن خان نجمآبادى بود كه معلوم دارد از من بالاتر در طهران براى ميرزا محسن خان كسى ديگر نبود . ملاحظه نمائيد خودشان براى همدستهاى خودشان چه زحمتها مىكشند كه استفاده نمايند ، وقتى كه استفاده نمودند و نزديك معلوم شدن افتضاح مىرسد آنوقت پاى غير را كه با آنها در اين اعمال سنخيت ندارد با اين دسايس او را داخل مىنمايند . يعنى نجمآبادى با كمرهاى مربوط و از او حرفشنوايى دارد . ماليه و غيره را مشتبه نمايند . محسن نام اغلب كه بنده ديدهام بدنفس و انتريكچى بودهاند . آقاى عين الممالك هم آمد صحبت مجلس ديروز و تلگراف رمز شد . توصيه به خوانين لرستان بعد قرار شد كاغذى به خوانين لرستان بنويسم كه ملتفت بدبختى امروزه مملكت بشوند و به دستههاى اجانب مستقيم يا غيرمستقيم داخل هرجومرج نشوند و حفظ شئونات دولت را داشته باشند . قسمى كه آن كاغذ اگر دست هر كس بيفتد اسباب صدمه ما هم نشود . قرار شد مسود او را آقاى مرآت نموده بنده هم تصرفات اگر لازم باشد نموده بفرستم . بعد آقايان رفته ، نزديك توپ ظهر آقاى شمس الافاضل گلپايگانى با دو پسرش آمد . بعد از قدرى صحبت محبتانه ، پولى خواستند بنده هم غير از چهارهزار حاضر نداشته . خداوندا چهقدر مملكت ايران بدبخت شده ؛ يك نفر سيد فعال كافى زبردست كه همهقسم ثروت داشت به اين قسم شده . بعد تشريف بردند ، ناهار دمپخت بقيه ديشب را با نان و ماست خورده ، بعد چايى . هوا هم سرد ، من هم قدرى كسالت مزاجى ، پشت كرسى افتاده ، نيمه فكرى در خواب داشتم .