سيد محمد كمره اى
96
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
گفتم شما و من و صدرائى هم كمتر از پدر ويلهلم نيستيم . من براى بچه و زن خودم ، شما هم همين قسم . منتها من و شما [ از ] مملكت خودمان فقط خانههاى شخصى [ خود را مىشناسيم ] و پدر ويلهلم تمام مملكت آلمان را خانه شخصى مىدانست . بعد اظهار داشت كه در تبريز چه خدماتى كردم و آقا ميرهاشم را كه طهران بودم نمىگذاشتم به دار بزنند به جهت آنكه او با من در تبريز همراهى كرد و او را به زور مستبد كردند . بعد بلند شد رفت . آقاى خلخالى همچون بىكار مانده صدرائى وعده كرده كه او را به كارى يا ماليه رشت يا جاى ديگر منصوب نمايد . قوام السلطنه هم حاكم مشهد شده عميد السلطنه را شايد به معاونت با خود ببرد . و بعد من بلند شده به حجره حاج ميرزا عبد الله توتونچى رفته نبود . كاغذى نوشته كه فردا صبح با آقا سيد اسد الله به منزل من بيايند . بعد حجره آقا ميرزا صدر الدين و دكان آقا ميرزا ماشاء الله دوختهفروش رفته به آنها گفتم كه آنها هم فردا صبح بيايند . وضع زندگى خانوادهء صدر العلما پس از مرگ او بعد مراجعت ، قند و قورى خريده به منزل آمده ، ناهار چلو خورده ، بعد از ظهر و چايى و توپ عيد دو و نيم به غروب بيرون رفته سوار واگون ميدان توپخانه پياده به منزل مرحوم صدر العلماء خراسانى رفته ديدن پسرش را نموده ، مذكور داشت بعد از ترحيم و حمل جنازه پدرم ديگر آقايان دمكراتى به سروقت من نيامده ، فقط نجات و ملك را ديده به آنها شكوه نمودم . آنها آمده كاغذى به شاه نوشته ماهى پنجاه تومان از عشريه توليت خراسان خودش در حق ماها حقوق برقرار ، اما جواب از توليت مشهد نيامده ، در خصوص قروض فوق العاده ماها و مرافعه ماها با آقا ميرزا طاهر كارى از براى ما هيچكدام نكردند . بعد بلند شده به منزل دبير الملك رفته ، رفته بود . به خانه همشيره رفته قدرى نشسته ، بچهها را ديده از آنجا بلند شده منزل دكتر سيد محمد خان رفته نبود . به ديدن عيسى خان كميساريا رفته احوالى پرسيده ديدنش نموده ، منزل ناظم رفته ، نبود . سر خيابان معتمد الدوله با دكتر ، سواره مىرفتند . صداشان نموده پياده شدند . دوهزارى تقى شاهزاده عيدى گرفت و پنج مناتى عيدى داد . بعد به خانه حاج سيد نصر الله تاجر طهرانى رفتم . تا نيم از شب نشسته صحبت نموديم ، بعد