سيد محمد كمره اى
90
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
عصر بعد از چايى بيرون آمده از خيابان قوام الدوله پياده . آقا شيخ حسينعلى جاسبى رسيده اظهار داشت كه عين الممالك با سفارش شما ، بهعكس توليد اشكال در كار من مىكند . آقا ميرزا داود خان و حاج عز الملك مىگويند ما مساعدت داريم اما همه اختيارات با عين الممالك به واسطه اطلاعات با كارهاست و مصدق السلطنه هم عموى اوست . او وقتى كه توليد اشكال بنمايد ماها نمىتوانيم بر ضرر دولت حرفى بزنيم . به عهده من ، جناب شيخ گذاشتند كه آقاى عين را ملاقات و توصيه او را بنمايم . توقيف همه جرايد بعد دكان آقا ميرزا زين العابدين رفته ، نبود ؛ با پدرش قدرى صحبت ، بعد دكان آقا مشهدى مرتضى رفته ، آقا ميرزا ابراهيم ميرزا را ديده قدرى نشسته صحبت نموديم . بعد به منزل آقاى خلخالى رفته چند نفرى متدرجا ؛ طبيبزاده ، آقا ميرزا محمد گلپايگانى ، آقا مير سيد محمد قمى ، آقا شيخ مهدى نجمآبادى آمده صحبتهاى مختلفه ، بدبختى مملكتى و اشخاصى شده . آقا سيد عبد الرحيم در موقع خلوت خيلى اظهار دلتنگى از خانم عيال سابقش نمود كه بداخلاقى را پيشگرفته و با اين ضعيفه جديده عرب اگر نسازد مرا لابد به هجرت از طهران به خلخال خواهد كرد و از من خواهش كرد كه فردا صبح بروم و قدرى نصيحت به خانم بنمايم . آقايان حاضرين هم گفتند جرايد همه توقيف الا جريده ايران و رسمى دولت . نير السلطان و لو دادن كميته مجازات ساعت يك نيم از شب بلند شده ، با گلپايگانى و قمى و نجمآبادى بيرون آمده من و نجمآبادى از طرف دروازه قزوين [ حركت كرديم ] در بين [ راه ] اظهار داشت كه نير السلطان از اشخاصى بود كه بروز كميته مجازات را با نصير السلطنه و بعضى عناصر فاسد ديگر دادند و حالا همچون عيال منتظم الملك را ما قيم صغارش قرار داديم و دست فقيهزاده را كوتاه از خوردن اموال كرديم حالا نير السلطان با ضعيفه ارتباطى پيدا كرده ، پيشكارش شده ، دهات منتظم را به قيمتهاى نازل مىفروشد و در معنا براى خودش مىخرد . خيلى تعجب نمودم