سيد محمد كمره اى
72
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
جمشيد گرفته بود و املاك جمشيد را كه دولت در مقابل قبول قروض او تصرف نمود اين باغ منصفا دولت به ظهير الدوله و ملكه جهان كه زن ظهير الدوله باشد بخشيد . بعد رفتيم توى باغ و توى اطاق خدمت آقاى ظهير الدوله . يمين الدوله ، سعيد السلطان [ و ] دو سه نفر ديگر آنجا بودند . خيلى احساس گرمى ظاهر و باطن نموده تا ساعت يك و نيم از شب رفته آنجا بوده صحبت براوين و ملاقات او را نمود . من گفتم آدم شارلاتانى شايد باشد . او هم در ملاقات گفت مثل حسين كرد خود را نمايش مىدهد . بعد بيرون آمده با بصير الدوله تا نزديك منزلش ، او به منزل ، من هم پيادهرو به خانه ، ساعت دو نيم از شب به خانه رسيده ، احمد رفته بود به خانه عمهاش . ماها هم شام نان و دمپخت قيسى ؛ خيلى بامزه شده بود . ناهار اسماعيل را هم احمد عصر برده بود . تعديات صلحيه و حكومت كمره جمعه 24 شهر جمادى الاولى . - صبح بعد از چايى و ترديد در بيرون رفتن ، بالاخره ماندنى شده ، كربلايى عباسقلى نام پسر حاج رضاى كمرهاى كه از تعديات صلحيه و حكومت كمره كه مىخواستند دكانها و ملك شاهين « 1 » او را از چنگش بيرون آورند فرار به طهران كرده و آقا ميرزا مهدى آقازاده توصيه او را به من كرده بود آمد . معلوم شد چهار روز بود كه به طهران آمده و حاج جلال لشكر ملك و دكان او را خريده ، حالا آمده بود كه من براى او كارى نمايم . فقط نوشتم به وزارت داخله كه رفع تعديات حكومتى او را بنمايد . بعد ناهار قليه كدوحلوائى خورده ، بعد از چايى زنها به مريضخانه من هم دو و نيم به غروب بيرون . منزل آزاد رفته ، نبود . نشانى منزل مشهدى ميرزا آقاى عراقى را نوشته به خانهاش دادم . بعد مدرسه سيد ناصر الدين رفته آقا ميرزا اسماعيل تنكابنى نبود . به خانه مرحوم حاج على به جهت ترحيم رفته [ بود ] . آقا احمد آقا پسرش و حاج سيد ميرزا حسن آنجا بود . به قدر نيم ساعتى آنجا نشسته صحبت كرديم . بعد بلند شده تخم مرزه ، شبت ، كدوى حلواتنبل ، طالبى از سيد درب مسجد سيد
--> ( 1 ) . يكى از روستاهاى شرقى خمين كه امروزه به شهر متصل شده و از محلههاى اين شهر محسوب مىشود .