سيد محمد كمره اى
63
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
چه بايد كرد ؟ شنبه 18 جمادى الاولى . - صبح بعد از چايى به منزل عين الممالك رفته كه قدرى تلگراف رسيد . تلگراف براى تشكيل عمومى از بروجرد و ساير نوشتجات « چه بايد كرد ؟ » وارد شده بودم كه آقا شيخ حسينعلى جاسبى هم رسيد . فقط توصيه شفاهى ايشان را به عين الممالك كرده قرار گذاشتيم كه اول مغرب به بيان و شاهزاده هم اطلاع بدهد كه بيايند . بعد بلند شده خانه آمدم . در خانه مشغول دادن پيتها به حلبىساز براى در و با شاگرد نجار ترميم چوبهايى كه ميخ نزده ، بعد ناهار قليه عدس و كدو خورده مشغول جواب تلگراف ملاير و بروجرد شده ، مشغول چايى شدم . ننه اسماعيل خانه ميرزا مهديخان قدرى كلم برده ، دكتر هم آمد كه با احمد آقا بروند به [ روزنامه ] ستاره براى طبع مقاله فلاحتى دكتر و دادن تلگرافات به تلگرافخانه و رساله « صلاح » به ضياء الواعظين و دادن ناهار آش سماق و قليه و نان تازه براى اسماعيل . يك و نيم به غروب معتمد الدوله آمد گفتم زود آمديد . بعد باهم بلند شده سوار درشكه ، درب توپخانه پياده شده رفتم قدرى كلم به جهت آقا ميرزا حبيب الله خان برده بودم ، دادم . درب شمس العماره شريف خان را ديده خيلى خوشحال شدم . گفت همين دو سه روزه مىروم و شايد دوشنبه هم بيايم آنجا ، و ساوه بهتر از مازندران است . بنده آقا شيخ عبد العلى را ديده با اكبر آقا آمديم تا توى حجره حاج ميرزا على صراف براى تكليف برات . گفت مرددم و جواب تكليفى من از اصفهان نرسيده ، اما مال شما را مىدهم . امروز هم برات حاج افراسياب خان را رد نمودم . امير مفخم ضامن . تا شش هزار تومان حوالههاى ناظم التجار را قبول دارم خودش هم تلگراف به من زده كه حوالهها را بدهيد ، فرعش را قبول دارم ، تا وجه برسانم . گفتم من هم آقا حبيب الله ناظم التجار [ را ] متمول و با سرمايه مىدانم ، عيبكن نيست . گفت پس در موعد پول شما را مىدهم . نظر بىطرفى ميرزا كوچك خان نسبت به دستههاى طهران بعد بيرون آمده آقا اكبر آقا به منزلش ، من هم رو به خانه ، آقا شيخ احمد رشتى را ديده به عنوان تجارت و فروش توتون و مقاصد مأموريت پليتيكى هم قدرى با