سيد محمد كمره اى

54

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

اظهار داشت كه دويست تومان دولت به جهت خرج فاتحه داد . گفتيم فاتحه به اختصار باشد هفتاد هشتاد تومان مىشود . مابقى به خانه صدر داده شود . بعد هشترودى آمد فاتحه ، در ضمن اظهار داشت كه من نماينده فرقه اتحاد ترقى هستم كه براى تقاضاى شماها معين شدم كه در ميتينگ قرار بگذارم . روانه‌اش كردند به اطاق نماينده‌ها . مقارن غروب بلند شد . با فتح السلطنه ملاقات شد . گفت ديروز منتظر بوديم نيامديد . گفتم باران مىآمد . مع‌ذالك تلفن زدم جواب نيامد . استخاره هم كردم بد آمد . گفت پس ما همين دو سه روزه مىآئيم آنجا . گفتم اين دو سه روزه گرفتارم بعدش هروقت آمديد حاضرم . بعد بيرون آمده شكوه الملك را ديده قدرى صحبت نموده قرار شد يك شبى ديگر بروم منزلشان و جواب مرتضى قلى خان نواقل كمرهء را هم كه اداره نسبت خيانت به او داده بفرستد تا من براى كمره بفرستم كه يا دفاع نمايد يا بداند كه خيانت نتيجه بدى دارد . بعد سوار واگون شده يك ربع از شب گذشته به منزل رسيدم بنا بود زن خلخالى هم آمده باشد چون نيامده بود زن‌ها هم پلوى خودمانى را هم نپخته براى فردا گذاشته بودند . شب به آبگوشت برگزار شد . يكشنبه 12 جمادى الاولى . - صبح بعد از خواب و چايى ، نجار جديد [ آمد ] كه بقيه جفته را تمام نمايد در صورتى كه 25 ميخ ببرد و 28 قران بگيرد و اگر ميخ بيشتر برد اضافه قيمت ميخ [ را ] بگيرد . در اين ضمن آقا صدر الدين نهاوندى آمده تلگرافا توصيه به اقتدار الدوله را از من در خصوص هفت شعير قريه كوهانى خواست . من هم نوشتم . بعد ننه باقر آمد به رخت‌شويى . احمد هم نان پخته ، حاج جلال لشكر و غلامعلى خان هم آمده به قدر ساعتى نشسته ، صحبت امير مفخم و صحبت سردار جنگ و قدرى مذمت از صدر الاشراف نموده ، چايى ميل ، هرچه اصرار به ناهار ماندن نمودم قبول نكرده رفتند . ناظم التجار كرمانى هم كه وعده آمدن كرده بود براى اصلاح و خوابانيدن موها نيامد . ناهار چلو فسنجان داشتيم . زن آقا سيد عبد الرحيم هم كه وعده آمدن ديشب و امروز را هم كرده بود او هم نيامد . احمد ناهار با نان تازه به جهت اسماعيل به مريضخانه برد . ما هم ناهار خورده پستچى آمد . كاغذ كه داد گفت آقا ميرزا حبيب الله خان روز جمعه منتظر بوده كه به خانه فتح السلطنه بيائيد چون نيامديد فرداى دوشنبه منتظر باشيد . گفتم فردا و پس‌فردا مهمانم بعد را حاضرم .