ميرزا قهرمان امين لشكر
96
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
شما مىآيد بايد سخت جواب بگوئيد . و ميرزا يوسف خان را مىگويند رفته است منزل جناب مستشار الملك و جناب امير نظام مد ظله . ديشب يك گلدان گل آقا على براى من فرستاده بودند . و امروز ميرزا على اكبر خان را پيش من آوردند . امروز كه يوم سهشنبه 4 شهر شوال است صبح از خواب برخاسته عشبه آوردند خوردم . زيارت خواندم . اسب دورشكه حاضر شد سوار شدم . خانهء ميرزا شفيع خان « 1 » منشى رفتم . عمارت جديد ساخته بود ديدم . قدرى بنائى داشت . مشغول است تمام كند و خيال دارم كه ان شاء الله بروم آنجا منزل نمايم . دو ساعت آنجا بودم . بعد از صرف چاى و قليان برخاسته باغ جناب امير نظام رفتم . ناهار آنجا خوردم و شب را هم آنجا بودم . نواب عزيز الله ميرزا ، خانبابا خان و ساير اجزاء شب بودند . قدرى بازى شد . پنج ساعت از شب گذشته برخاستم اندرون ميرزا حسين خان رفتم . والدهء ميرزا حسين خان رفته بود خانهء حاجى صدر الدوله . قدرى از تفصيل خانهء حاجى صدر الدوله پرسيدم . گفتگو كردند . تعريفى از نامزد ميرزا يوسف خان كردند . ساعت شش خوابيدم . صبح زود حمام مشير نظام رفتم . حاجى حميد ميوه آوردند خوردم . بكمزافندى آمد مشغول قطع و فصل عمل او شدم . دهات خلخال را دو ساله به او اجاره دادم . به حمد الله كه از جواب و سؤال قدرى آسوده شدم . سلمان بيك پسر سليمان بيك آمد قدرى با آنها صحبت داشته . ناهار حاضر شد . سر ناهار رفته بعد از ناهار استراحت كرده ، عصر برخاستم باغ جناب امير نظام رفتم . به اتفاق جناب معظم اليه به دربخانه رفتيم . چون امشب گذشته كه شب پنجشنبه ششم شوال المكرم است اسم گذارى مولود جديد حضرت اقدس و الا وليعهد روحى فداه كه از نواب عاليه سرور السلطنه متولد شده بود جناب مجتهد سلمه الله ، جناب نظام العلماء وعده داشتند . بعد از ساعتى جناب مجتهد سلمه الله با جناب امير نظام و جناب نظام العلماء اندرون رفتند . اسم پسر حضرت و الا ، محمد حسين ميرزا لقب ناصر السلطنه و جشن آتشبازى بسيار خوب شد كه تماشا كرديم . شام خورديم . پنج ساعت از شب گذشته منزل مراجعت كرده خوابيدم . « 2 »
--> ( 1 ) - در حاشيه امين لشكر نوشته : ميرزا شفيع منشى پسر مرحوم حاجى ميرزا على محمد بود . ميرزا شفيع منشى خوبى بود . ( 2 ) - تفصيل روز چهارشنبه پنجم شوال را با روز چهارم يك جا نوشته .