ميرزا قهرمان امين لشكر
75
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
تبريز و يك پالتوى تيرمهء تنپوش مبارك براى جناب امير نظام و يك قباى مفتولدوز براى حضرت اسعد و الا وليعهد روحى فداه كه بهرام خان خواجه آورده بود . و طرف عصر قبلهء عالم روحنا فداه حركت فرمودند از رود ارس به مهمانخانهء جلفا و خاك روس . آن طرف روس جمعيت زياد از رعيت و تبعهء روسها و صاحب منصبان روسى بودند . اين طرف خاك ايران هم سواره و پياده و غيره ايستاده بودند و كنار رود ارس صف كشيده بودند و چند تير توپ شليك شد و موزيكانچىها هم حاضر بودند و مىنواختند . من هم با سايرين در وقت حركت موكب مبارك در كنار رود ارس آمديم . قبلهء عالم به من فرمودند تو در آن سفر اول ما به فرنگستان بودى و ان شاء الله اين سه چهار ماهه در تبريز متوقف باش تا مراجعت در ركاب مبارك به طهران خواهى آمد . من تشكر كردم و عرض كردم در خدمت حضرت اشرف اسعد و الا وليعهد روحى فداه و جناب امير نظام مشغول دعاگوئى خواهم بود و اظهار التفات فرمودند . در قايق نشستند . جناب امين السلطان و جناب مجد الدوله و ساير همراهان و امين السلطنه ، اكبر خان ، آقاى دائى و برادر اكبر خان و ساير ملتزمين ركاب در قايق نشستند و قايق را حركت دادند . و از اطراف صداى هوراى از تبعهء روس بلند شد و از اين طرف هم از چاكران ايرانى و ساير دعا و ثنا شد و جمعى گريه كردند تا از قايق پياده شدند و صاحب منصبان روسى و مردم كه آن طرف رود ارس در مقابل قراولخانه ايستاده بودند در پيش روى و اطراف قبلهء عالم روحنا فداه آمده و تهنيت گفتند و زن و مرد و ايل تبعهء روس و موزيكانچىها سازها و موزيكانها مىزدند . بعد از آنكه به آن قراولخانه رسيدند من در بالاخانهء پستخانه با جناب ساعد الملك رفتيم و با دوربين تماشا كرديم كه اعليحضرت همايونى در روى نيم تختى جلوس فرمودند . با عزيز السلطان التفات و فرمايش مىكردند و جمعى عمله خلوت هم آنجا بودند و قدرى بارش آمد . تيمور پاشا خان ماكوئى را فرمودند در ركاب مبارك تا ايروان و غيره برود و سردارى شمسهدار هم به او مرحمت شده بود پوشيده بود . و من تلگرافى به وقايعنگار نوشتم دادم به ميرزا عبد العلى سيف الاطبا و تا شب در تلگرافخانه بدهند گفته شود . و سواد تخفيف ششصد تومان و دويست خروار تخفيف بدهى املاك خودم را نوشتم دادم جناب امير نظام .