ميرزا قهرمان امين لشكر
62
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
و اين اذكار را در اين روزها مداومت نمودهام : سهشنبه 23 : اشهد ان لا إله الا الله وحده لا شريك له - چهارشنبه 23 : يا حى و يا قيوم يا الله و يا رحمن و يا رحيم - پنجشنبه 24 : لا حول و لا قوت الله بالله العلى العظيم - جمعه 25 : استغفر الله ربى و اتوب اليه - روز شنبه 26 : اللهم صل على محمد و آل محمد - يكشنبه 27 : الله اكبر - دوشنبه 28 : يا مسبب سبب ، يا مفرج فرج ، يا مفتح فتح ، يا ميسر يسر . و امروز پسر محمد صادق خان قراباغى نايب آجودانباشى كه مأمور براى كارهاى طالش و پسر مرحوم سيف الملك و حكومت اردبيل « 1 » بود آمد از كارهاى آنجاها به جناب مستطاب امير نظام دام اقباله تقريرات مىكرد . پانصد تومان به اقرار خودش « خدمتانه » گرفته است و قطعا هم مبلغى را نگفته است . پس از ورود به منزل تركمنچاى « 2 » در چادرپوش جناب امير نظام دام اقباله العالى وارد شديم قدرى استراحت كردم . خانبابا خان كه ثانى نزد من آمد صحبتهاى متفرقه نمود ، من جمله قطبنمائى آورده بود كه تشخيص قبله مىداد . قدرى هم با كتاب شمس تبريزى تفأل زديم . به جهت دملى كه از بدن من بيرون آمد قدرى روغن خاكسترى فرستاده و آقا على را خواستم از آن روغن به دملهاى من استعمال نمود . شربتدار حضرت اسعد و الا وليعهد روحى فداه مشغول درست كردن « عشوه » « 3 » بود . روز جمعه 25 شهر شعبان المعظم است امروز از قريهء تركمان [ چاى ] به ميانج آمديم . صبح به عادت هر روزه با جناب مستطاب اجل آقاى امير نظام در كالسكه نشسته آمديم در قراولخانهء وسط راه ناهارى صرف شد و موكب حضرت و الا روحى فداه هم قدرى پيشترند . صرف ناهار فرمودند و حركت فرمودند . مىگويند از تركمان [ چاى ] تا ميانج پنج فرسنگ است ، ولى من شش فرسنگ مىدانم . پس از صرف ناهار جناب مستطاب امير نظام براى ملاحظهء راه تشريففرمائى همايونى از راه ديگر كه غير از اين راه معمولى است و تسطيح مىكنند رفتند كه ملاحظه فرمايد . من با مستشار الملك از بابت . . . « 4 » كالسكهء عميد الملك [ نشسته ]
--> ( 1 ) - ابتدا اروميه نوشته شده ، بعد به اردبيل اصلاح كرده . ( 2 ) - اصل : تركمن و امين لشكر به خط خود در حاشيه نوشته است تركمانچاى . ( 3 ) - در موارد پيشين « عشبه » . ( 4 ) - يك كلمه نانوشته .