ميرزا قهرمان امين لشكر

60

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )

و امروز به اين تفصيل از خرازى فروش خريدم : عينك آبى ، عينك خاكسترى ، نيم چكمه و دستكش خريدم . شب را هم تا وقت شام منزل جناب اجل آقاى امير نظام دام اقباله العالى بودم . بعد از شام آمدم منزل خودم خوابيدم . و سلطان مجيد ميرزا و عزيز الله و غيره و جناب اجل امير نظام دام اقباله بازى كرده بودند ، ولى من و جناب ساعد الملك قدرى زودتر برخاسته منزل آمديم . روز چهارشنبه 24 شهر شعبان المعظم - منزل قراچمن امروز بعد از آن‌كه از خواب برخاستم و اداى نماز و دعوات و قرآن شد ، آمدم چادر جناب مستطاب اجل امير نظام دام اقباله . در ركاب حضرت و الا وليعهد روحى فداه سوار شده عازم قراچمن شديم . قريب چهار فرسخ راه است . حضرت و الا روحى فداه در سوارى قدرى به انداختن تفنگ و صيد مرغهاى هوائى مشغول بودند . من و جناب ساعد الملك با جناب مستطاب اجل آقاى امير نظام در كالسكه نشسته از عقب آمديم . در عرض راه براى ناهار پياده شديم . براى حضرت اسعد و الا وليعهد روحى فداه هم در كنار رودخانه چادر آفتاب‌گردان زده بودند . ناهار ميل فرمودند ، و معجلا تشريف‌فرما شدند . ما هم قدرى فاصله آمديم در قريهء قراچمن . و امروز در قريهء قراچمن چادر زدند . همه در چادر هستند . جاى خوبى است و از دهات خالصهء خوب است كه دبير السلطنه تيول كرده بود و حالا ملكى كرده و خريده است . و در وقت ناهار سليم خان چهاردولى هم بود و مير اسكندر خان قراپاپاق هم بود و نواب نصرت الدوله اينجا دويست نفر سوار قزاق كه حاضر كرده بودند در ركاب مبارك حضرت و الا هم گاهى مشق مىداد . و از طهران برادر عزيز الله خان سرتيپ شاهسون آمده بود در عرض راه رسيد و گفت مىروم يكصد نفر سوارهء شاهسون ديگر خود را براى تشريف‌فرمائى موكب مبارك در تبريز حاضر كنم . و نايب كالسكه خانهء مباركه هم براى ملاحظهء راهها تا سر حد آمده و رفت كه تا سرحد را ملاحظه نمايد . و در سر ناهار امروز قدرى جناب اجل آقاى امير نظام دام اقباله با آقا على شوخى و صحبت مىكردند ، و حالا كه دو ساعت به غروب مانده است من از چادر ميرزا يوسف خان به چادرى كه كسان جناب امير نظام مد ظله براى من زده بودند مىخواهم وضو گرفته نماز كنم . شب را هم در چادر جناب مستطاب آقاى امير نظام بودم . عزيز الله ميرزا و مستشار الملك و ساير بودند قدرى بازى كردند . من و آقاى ساعد الملك پيش از شام برخاستيم .