ميرزا قهرمان امين لشكر
55
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
روز پنجشنبه 17 شهر شعبان المعظم 1306 اودئيل امروز صبح رفتم حمام مشير نظام حنا و رنگ استعمال شد . از حمام بيرون آمدم نماز و دعوات و غيره در حمام تلاوت شد و در منزل هم قدرى قرآن خواندم و چند قطعه دعا ميرزا جعفر « 1 » نام آذربايجانى به توسط اصغر خان به من داده است : « 2 » بعد از هر نماز قرائت و تلاوت مىشود . در موقع ملاقات . . . « 3 » مىشود : دعاى آب نيسان كه بشويند و بخورند . دعائى هم كه بايد نگاه داشت ، بايد دو ركعتى نماز كرد و از عودو كافور بخور بدهند . آخوند ملا نور محمد و ميرزا شفيع خان منشى ، ميرزا خليل طبيب پسر ميرزا على اشرف لشكرنويس آمدند و از بابت معالجهء من مذاكرات شد . حرفش اين شد كه درد اعضا و غيره از سودا است ، دخلى به نقرس ندارد و بايد يدورد پتاسيوم بخوريد . چون استقبال موكب همايون خيال داريد بعد از مراجعت شروع نمائيد ، ولى حالا اين دوائى كه براى روشنى چشم داده شده است روزى دو سه دفعه بشوئيد با آب دزدك و دوائى هم براى ماليدن روى آثار زخمى كه در پهلو پيدا شده است گفت مىفرستم . و ملا نور محمد و نقيب اينجا آمدند ناهار صرف شد و آدمها در فكر رفتن استقبال موكب همايونى هستند و درويش محمد دعائى و مرقعى داده است ، نوشته هر صبح ملاحظه شود و اين ذكر تلاوت روزى چهارده دفعه « يا من بك حاجتى و قلبى بيدك - اعرضت عن الخلق و اقبلت اليك - قالى عمل صالح و استظهر به - قد جئتك راجيا توكلت عليك » - و آقا ميرزا سعيد مستوفى هم اينجا بود و تفصيل گرفتارى برادرش را كه در خانهء بيگلربيگى است مذاكره كرده و آنچه از مفاد حرفها استنباط مىشود و معروف است اينست كه سلطان مجيد ميرزا زنى كه سابق داشته و طلاق داده بود ، كسى ديگر با او راهى داشته و سى چهل نفر رفتهاند و آن كس را كشتهاند و حالا نسبت قتل اين شخص را به برادر ميرزا سعيد دادهاند .
--> ( 1 ) - احتمالا جعفر خوانده شد . ( 2 ) - درويش كرمانى كه در مقبرهء سيد حمزه ( ع ) است آورده است ( حاشيه خط امين لشكر ) . ( 3 ) - يك كلمه ناخوانا .