حسن فراهانى

14

روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )

عنوان نماينده كميسارياى ملى تجارت خارجه شوروى در تهران معرفى كرد . وى تجارت‌خانه‌اى به نام « ونشترك » تأسيس و نمايندگان خود را به ولايات مختلف اعزام كرد . همزمان افراد ديگرى از تركستان ، قفقاز به خراسان ، گيلان و آذربايجان آمدند و شركتهايى به همين نام يا به عنوان « سانترسايوز » داير كردند ؛ بىآنكه تابعيت خود را به تجارتخانه ونشترك تهران اعلام نمايند . اين گزارش مىافزايد كه دادوستد بين بازرگانان ايران و اين شركتها به شكل مبادله صورت مىگرفت ؛ البته روسيه شوروى از طريق همين تجارت‌خانه‌ها چندين بار اقدام به وارد كردن پنج قرانى مسكوك كرد كه با اعتراض دولت ايران روبه‌رو گرديد . بخش مهم واردات ايران از روسيه شوروى نفت و قسمت اعظم صادرات ايران غله و برنج بوده است ؛ با اين حال كالاهاى ديگرى چون قند ، شيشه ، بلورآلات و منسوجات هم از شوروى وارد مىشد كه با قيمت‌هاى گران به فروش مىرساندند . اغلب دادوستدها توسط تجار ايرانى صورت مىگرفت ، اما رفته‌رفته اين دو شركت مغازه‌هايى در تهران و جاهاى ديگر باز كرده ، خريد و فروش را به‌طور كلى در اختيار خود گرفتند . بدين ترتيب تاجران ايرانى كنار گذاشته شدند و صداى اعتراض آنها بلند شد ؛ حتى اجازه ورود كالا از قفقاز و حمل آن توسط كشتىهاى شوروى را نيز از بازرگانان ايرانى منع كردند . بدين ترتيب انحصار تجارت شمال ايران به دست شوروى افتاد و در واقع خريدار و فروشنده يكى شد . تعيين قيمت اجناس نيز به دور از رقابت تحت اراده آن كشور قرار گرفت . اين گزارش با اشاره به لشكركشىهاى زمان جنگ جهانى اول كه پىآمد آن خسارات فوق العاده به اقتصاد ايالات شمال ايران بوده به‌طورى كه رقم اين خسارات 378 ميليون تومان برآورد شده ، اضافه مىكند كه قطع روابط تجارى در سالهاى اخير بين ايران و شوروى مزيد بر علت شد و بازار فروش محصولات داخلى از دست رفت و بدين ترتيب بسيارى از زمينهاى زراعتى باير مانده و توليد ثروت بسيار ضعيف و صادرات فوق العاده كم شده است . اميد بود اين ضايعه اقتصادى با تجديد روابط تجارى بين ايران و شوروى بهبود يابد اما منش تجارى شركتهاى ونشترك و سانترسايوز بازرگانان ايرانى را نااميد كرده است . ( اسناد وزارت امور خارجه 5 و 4 - 3 - 86 - 2 / 15 - 1301 ) در گزارشى ديگر آمده است كه تجارت‌خانه سانترسايوز شعبه‌اى در بندر جز داير كرده بود كه « نفت را به قيمت نازل حمل مىنمايند و ضمنا قدغن به قونسول بالشويكى شده است كه به رعاياى ايران تذكره ندهند . اگر بتوانند خيال دارند كليه مال التجاره روسيه را به توسط تجارت‌خانه سانترسايوز حمل به ايران نمايند . » ( مقصودلو ، مخابرات استرآباد . . . ، ج 2 ، ص 808 ) .

--> ( 3 ) . رضا قلى خان نظام السلطنه در 1284 ق به دنيا آمد . وى فرزند حيدر قلى خان برهان الدوله و برادرزاده حسينقلى خان نظام السلطنه كه به القاب مجير السلطنه ، سالار معظم و سردار مكرم نيز ملقب بوده ، بعدها خانواده‌اش با عنوان نظام ما فى شناخته شد . تا 15 سالگى به تحصيل مشغول بوده ، فنون نظامى را هم فراگرفت و بر دستگاه عمويش كه در حكومت جنوب ذىنفوذ بود ، درآمد و مشاغلى را به عهده گرفت : ازجمله رياست عدليه خوزستان ، نايب الحكومه بنادر ، رياست گمركات جنوب ، حكومت بندر و دشتستان و در 1322 ق به حكومت لرستان و خوزستان گمارده شد . آنگاه به ولايت كرمان رفت . چندى هم حكمران كرمانشاه بود تا اينكه والىگرى فارس را در دست گرفت اما طولى نكشيد كه به تهران فراخوانده شده ، بدون شغل ماند . چندى گذشت تا اينكه بار ديگر حكومت لرستان و خوزستان و بروجرد را به دو سپردند . در بحبوحهء جنگ بين المللى اول قواى روس تهران را تهديد به اشغال نمودند كه در اين زمان عده‌اى از رجال ، نمايندگان مجلس و روحانيون براى مبارزه با قواى مهاجم تهران را ترك گفته ، به قم ، اصفهان و كرمانشاه رفتند . نظام السلطنه هم كه ولايت خوزستان را در دست داشت به آنان پيوست و با برخوردارى از كمك‌هاى دولتهاى آلمان و عثمانى ( تركيه بعدى ) عليه دولتهاى روس و انگليس دولت موقت ملى تشكيل داد و خود رياست كابينه را بر عهده گرفت . دولت موقت در چند منطقه با روسيان جنگيد . پس از مدتى گريز و جابجايى نظام السلطنه به اسلامبول رفت . در اين زمان ، دولت مركزى ايران به سبب جنگ و مبارزه او با دول روس و انگليس نشانهايش را از او پس گرفت و همه اموال وى را مصادره كرد . چند سالى را در اسلامبول گذراند تا در 1298 ش كه احمد شاه به آنجا رفت ، موفق به ديدار شاه گشت و با دادن هديه درخورى مورد عفو قرار گرفت . پس از آن به ايران بازگشت و تمام اموال مصادره شده‌اش را پس گرفت . مدتى به انتظار شغل ماند و همين‌كه كلنل محمد تقى خان پسيان در خراسان شكست خورد ، از سوى قوام السلطنه ، رئيس الوزرا ، والى خراسان شد . حدود يك سال و نيم در مشهد حكم راند ولى ناگهان حالش دگرگون شد و به حال بيمارى به تهران انتقال يافت . [ تصوير ] نظام السلطنه نظام السلطنه پس از مدت كوتاهى بسترى به سال 1303 ش در 57 سالگى درگذشت و جنازه‌اش در امام‌زاده عبد اللّه تهران به خاك سپرده شد . ( بامداد ، شرح‌حال رجال ايران در . . . ، ج 2 ، صص 31 تا 34 ، عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 3 ، صص 1631 تا 1633 . ( 4 ) . روزنامه اتحاد ، شم 137 ، ص 3 . ( 5 ) . روزنامه اقدام ، شم 20 ، ص 2 . ( 6 ) . روزنامه اتحاد ، شم 138 ، ص 2 . ( 7 ) . روزنامه اقدام ، شم 21 ، ص 1 . ( 8 ) . همان ، ص 2 .