حسن فراهانى
4
روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )
امنيه مملكتى در سال 1301 به شرح زير بود : رئيس كل اداره امنيه ، امير لشكر ؛ معاون كل ، سرهنگ ؛ آجودان رياست كل ، سا ؟ ؟ ؟ . و تركيبات آن از دو دايره و پنج ناحيه تشكيل مىشد : دايره كابينه ، دايره محاسبات ، ناحيه امنيه مركز ، امنيه شمال غرب ، امنيه جنوب ، امنيه شرق ، امنيه غرب . محل امنيه كل مملكتى نخست در عمارت شمس العماره محل سابق ژاندارمرى دولتى بود و افراد ناحيه مركز در سربازخانه محمديه مستقر بودند . » ( تاريخ ارتش نوين ايران ، ج 1 ، ص 67 ) لايحه تشكيل امنيه در اسفندماه 1300 توسط مجلس شوراى ملى تصويب شد و وظيفه آن حراست از جادههاى اصلى بود . ( كرونين ، ارتش و تشكيل حكومت . . . ، ص 254 ) امنيه مركز از دو بهادران و 350 نفر ، امنيه شرق از سه بهادران و 350 نفر ، امنيه غرب از سه بهادران و 300 نفر ، امنيه جنوب از چهار بهادران و 400 نفر ، امنيه شمال غرب از سه بهادران و 300 نفر تشكيل شده بود . ( على بابايى ، تاريخ ارتش ايران . . . ، ص 268 ) .
--> ( 6 ) . وى پيش از اين سرهنگ بريگاد مركزى بود . ( 7 ) . وى پيش از اين در تيپ سوار بود . ( 8 ) . وى پيش از اين صاحبمنصب منتظر خدمت بود . ( 9 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، بىشم . ( 10 ) . روزنامه اتحاد ، شم 135 ، ص 2 . ( 11 ) . همان ، شم 136 ، ص 2 . ( 12 ) . عاقلى ، تيمور تاش در صحنه سياست ايران ، ص 193 . ( 13 ) . روزنامه اتحاد ، شم 134 ، ص 2 . ( 14 ) . « براى تقاعد صاحبمنصبان و افراد و ساير مستخدمين قشونى و ورثه آنها مقرراتى وضع و از اول حمل 1301 به مورد اجرا گذارده شد . 1 - مدت خدمت كامل صاحبمنصبان و مأمورين نظامى چهل سال است كه بعد از انقضاء آن به خروج از خدمت مجبور و حقوق تقاعدى را مستحق خواهند بود مگر امرا كه بعد از چهل سال به موجب ماده آتيه حق تقاضاى بقاء در خدمت را دارند . 2 - كنارهگيرى صاحبمنصبان از خدمت تحت سلاح در سنين ذيل مجبورى خواهد بود : براى صاحبمنصبان جزء بعد از بيست و يك سال خدمت ، براى صاحبمنصبان زيردست بعد از سن چهل و پنج سال ، براى ياوران تا پنجاه سالگى ، براى نايب سرهنگان در سن پنجاه و پنج ، براى سرهنگها منتهى در سن شصت سال ، براى سرتيپان در سن شصت و دو سال ، براى امرا در سن شصت و پنج سال و براى بالاتر در سن 67 سالگى است . اين قبيل متقاعدين تا پنج سال ديگر جزو احتياط منظور شده لدى الاقتضاء از آنها استفاده به عمل مىآيد . 1 - مدت تحصيلات نظامى صاحبمنصبان از زمان دخول به وظيفه نظامى مدرسه صاحبمنصبى جزو خدمت محسوب مىشود . 2 - مدتى كه صاحبمنصبان نظامى مأمور جنگ يا مأمور خدمت در نواحى سخت كه موجب ضعف قواى بدنى اشخاص مىشود دو برابر خواهد شد . تبصره - نواحى سخت عبارت است از سيستان و بلوچستان ، عربستان و بنادر جنوب . 1 - به صاحبمنصبانى كه در آخر مدت چهل سال خدمت معاف و متقاعد مىشوند عشر مواجب منصب و درجه ( بدون فوق العاده و جيره و عليق ) به عنوان تقاعدى داده مىشود . 2 - مواجب هر درجه و منصب در صورتى به عنوان تقاعد به صاحبمنصبان تعلق مىگيرد كه لامحاله سه سال در آن رتبه خدمت كرده باشند و الا مواجب درجه مادون آن را مستحق خواهند بود . 3 - صاحبمنصبانى كه به واسطه ضعف مزاج و علل خارجى از ابقاء در خدمت نظامى معذورند پس از ده سال خدمت ، يك ثلث مواجب و پس از پانزده سال خدمت ، سه ثمن مواجب درجه خود را به عنوان حقوق مستحق خواهند بود و هرچند سال خدمت كه از پانزده سال تجاوز نمايد ، هر سالى از قرار پنجاه و يك از كليه مواجب به ثمن مواجب افزوده مىشود . 4 - رسيدگى به ضعف مزاج و علل خارجى مذكوره در ماده فوق را هيأت كميسيون مركب از اطباء و صاحبمنصبان نظامى بايد تصديق نمايند . 5 - صاحبمنصبان متقاعد هرگاه در ساير ادارات دولتى قبول خدمت نمايند حقوق تقاعدى از حقوق ادارى آنها كسر خواهد شد . 6 - صاحبمنصبان نظامى كه قبل از وضع اين قانون سابقا در نظام خدمت كردهاند اگر با رعايت شايستگى و تقاضاى سن براى خدمات نظامى در تشكيلات جديد پذيرفته شوند مدت خدمت سابق آنها در نظام جزو مدت سنين خدمت محسوب مىشود . 7 - مدت خدمت صاحبمنصبان منتظر خدمت جزو سنين خدمت محسوب مىشود . 8 - حقوق تقاعدى فقط درباره رعاياى ايران منظور خواهد بود و ترك تابعيت مستلزم محروميت از حقوق تقاعدى و مستمرى است . در اين مقررات براى مجروحين نيز شرايطى در نظر گفته شده بود كه به موجب آن شرايط زندگى آنها تأمين و حقوقى به آنها تعلق مىگرفت . علاوهبر پاىگيرى حقوق تقاعد براى افسران و درجهداران و سربازان در مورد كشته شدن آنها در جنگ يا مجروح شدن و نقص عضو حقوقى معادل تقاعد به وراث آنها پرداخت مىشد . » ( ارتش در عصر پهلوى . . . ، صص 33 - 31 ) . ( 15 ) . مكى ، تاريخ بيست ساله ايران ؛ ج 2 ، ص 80 . ( 16 ) . روزنامه ايران ، شم 1103 ، ص 1 . ( 17 ) . عاقلى ، تيمور تاش در صحنه سياست ايران ، ص 193 . ( 18 ) . روزنامه اقدام ، شم 20 ، ص 2 . ( 19 ) . قاسم والى معروف به سردار همايون فرزند على خان والى ، حاكم اروميه ، به سال 1253 ش ( 1271 هم نوشتهاند ) به دنيا آمد . او تحصيلات خود را در مدرسه سنسير پاريس به انجام رساند و آجودان محمد على ميرزا وليعهد بود . گفته شده ماشين چاپ با حروف سربى را به تبريز وارد و راهاندازى كرده است . وى معاون فرمانده قشون آذربايجان ، سازماندهنده نخستين گارد مخصوص سلطنتى ، بنيانگذار شركت تلفن و كارخانه برق در تبريز ، رئيس قشون آذربايجان ، مؤسس نخستين شهردارى تبريز ، رئيس شهربانى مركز ، حاكم تهران ، رئيس بريگاد قزاق بوده ، پس از كودتاى 1299 خورشيدى با درجه سرلشكرى به ارتش جديد ايران پيوست و به عضويت شوراى عالى قشون برگزيده شد . روز 23 مرداد 1312 در اروميه درگذشت و در صحن امامزاده ابراهيم در چهارفرسنگى آن شهر به خاك سپرده شد . ( كتاب نارنجى ، ج 1 ، ص 260 ) . ( 20 ) . سيف السلطنه يا على اكبر سيف افشار فرزند محمد حسين خان سردار كل در 1262 ش به دنيا آمد . در مدرسه دار الفنون و نظام تحصيل كرد و وارد رسته پياده نظام شد . درجات نظامى را به تدريج طى كرد و تا مقام سردارى ارتقاء يافت . فرماندهى اردوى تبريز ، رياست بازرسى كل قشون و فرماندهى بريگاد مركزى از مناصب او بود . وى در سازماندهى جديد ارتش به درجه سرتيپى رسيد و دبير شوراى عالى ارتش ، رياست عشاير شمال غرب و معاونت اداره بازرسى كل ارتش را به عهده داشت . يكى از مأموريتهاى او تحويل جنازه ماژور ايمبرى كنسول مقتول امريكا به رزمناو امريكايى در بوشهر بوده است . او آجودان رضا شاه و چندى نيز استاندار گيلان و خراسان هم بود . سرانجام در دوره دوم مجلس سنا سناتور شد و تا دوره پنجم بر اين سمت بود . وى در 1348 وفات يافت . فرزندش امير خسرو افشار قاسملو سفير ايران در پاريس و لندن و سپس وزير امور خارجه شد . ( عاقلى ، رجال سياسى و نظامى . . . ، ج 2 ، ص 850 ؛ راميان ، بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى ، ص 138 ) . ( 21 ) . عاقلى ، رضا شاه و قشون متحد الشكل ، ص 129 . ( 22 ) . همو ، ص 125 . ( 23 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، بىشم ، بىتا . ( 24 ) . فرمانفرما ، گزيدهاى از مجموعه . . . ، ج 3 ، ص 986 . ( 25 ) . FO E 4751 / 285 / 34 . ( 26 ) . FO E 2530 / 285 / 34 . در اين زمان كم نبودند كسانى كه به بازگشت قدرت به دولت عثمانى جهت كسب تواناييهاى گذشته و ايجاد حكومت اسلامى اميد بسته بودند ؛ و نيز در اين برهه مصطفى كمال پاشا به عنوان « سردار اسلام » كه امكان بازگرداندن هيمنه گذشته عثمانى را دارد در ايران مطرح بود . خود او هم - حد اقل در ظاهر - از شعائر اسلامى براى پيشبرد اهداف خود بهره مىبرد . دولت انگليس از واژه « كماليست » براى افرادى كه سياست ضد انگليسى دارند و خواستار اعاده امپراتورى عثمانى هستند ، استفاده مىكرد . ( 27 ) . سازمان اسناد ملى ايران ، سند شم 240015793 ، آرشيو 809 ل ا آ آ ا ، شم ميكروفيلم 2920100 . ( 28 ) . همانجا . ( 29 ) . نواحى دهگانه تهران در آن زمان عبارت بودند از : ارك دولت ، حسنآباد ، سنگلج ، قناتآباد ، محمديه ، قاجاريه ، عودلاجان ، شهر نو . ( 30 ) . سازمان اسناد ملى ايران ، سند شم 240015793 ، آرشيو 809 ل ا آ آ ا ، شم ميكروفيلم ، 2920100 .