حسن فراهانى

9

روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )

شهريور 1348 در تهران درگذشت . ( زندگينامه رجال و مشاهير ايران ، ج 4 ، ص 247 - 258 ؛ شرح حال رجال ايران ، ج 5 ، ص 122 - 128 ؛ ( Norman to Curzon , Fo 371 / 6401 / 2605 ) .

--> ( 3 ) . دستخط احمد شاه كه از قصر فرح‌آباد صادر شده بود به تمام ايالات و ولايات مخابره شد : « حكام ايالات و ولايات در نتيجه غفلت‌كارى و لاقيدى زمامداران دوره‌هاى گذشته كه بىتكليفى عمومى و تزلزل امنيت و آسايش را در مملكت فراهم نموده ما و تمام اهالى را از فقدان هيئت دولت ثابتى متأثر ساخته بود ، مصمم شديم كه به تعيين شخص لايق خدمت‌گزارى كه موجبات سعادت مملكت را فراهم نمايد به بحران‌هاى متوالى خاتمه بدهيم بنابراين به اقتضاى استعداد و لياقتى كه در جناب سيد ضياء الدين سراغ داشتيم . اعتماد خاطر خود را متوجه معزى اليه ديده ايشان را به مقام رياست وزرا انتخاب و اختيارات تامه براى انجام وظايف خدمت رياست وزرا به معزىاليه مرحمت فرموديم » ( روزنامه ايران ، 12 / 12 / 1299 ، ص 1 ) . ( 4 ) . روزنامه ايران ، 12 / 12 / 1299 ، ص 1 . ( 5 ) . تركمن‌ها عمدتا از سه طايفه بزرگ « گوكلان » ( GuKlan ) ، « يموت » ( Yamut ) و « تكّه » ( TaKKeh ) تشكيل مىشوند . « يموت‌ها » در بخش شمالى گنبد كاووس ، در حاشيه رود اترك استقرار دارند و زندگى آن‌ها براساس دامدارى قرار دارد . تركمن‌ها دامدار هستند و زندگى نيمه‌كوچ‌نشين داشته و واحدهاى مسكونى آن‌ها از « آلاچيق » يا چادر يا به گويش محلى « اى » تشكيل مىشود . يموت‌ها به دو شعبه « آقا آتاباى » شامل : آق و آتاباى و « شريف جعفرباى » شامل « يارعلى » و « نورعلى » تقسيم مىشوند . امروز جعفر باى و آق‌آتاباى به طايفه‌هاى مستقلى مبدل گرديده‌اند . جعفر باىهاى در بخش گميشان در كنار درياى خزر زندگى مىكنند ، آتاباىها ، در « آق‌قلعه » « پهلوى دژ سابق » و آق‌آتاباىها در حوالى گنبد كاووس به سرمىبرند . آق آتاباىها ناحيه چندان بزرگى را در اختيار ندارند ولى از قديمىترين گروه يموت‌ها بوده و از لحاظ سياسى بر گروه‌هاى ديگر برترى داشته‌اند . ( مجموعه مقالات مردم‌شناسى ، ص 61 ؛ زمينه جامعه‌شناسى عشاير ايران ، ص 93 و 95 ) . ( 6 ) . تلگراف كارگزارى استرآباد به وزارت امور خارجه ، 20 / 12 / 1299 ، اسناد وزارت خارجه ، س 1339 ق ، ك 47 ، پ 3 ، ص 22 . ( 7 ) . تلگراف وزارت خارجه به كارگزارى استرآباد ، 23 / 12 / 1299 ، اسناد وزارت خارجه ، س 1339 ق ، ك 47 ، پ 3 ، ص 22 . ( 8 ) . سلطان محمد خان نائينى عامرى فرزند ميرزا نصر اللّه خان اسد السلطنه در سال 1271 ش متولد شد . وى از كالج آمريكايى تهران موفق به اخذ ديپلم گرديد و سپس در سال 1292 ش ، به عنوان آموزگار وارد خدمات دولتى شد . نائينى مقالاتى براى روزنامهء رعد كه مديريت آن با سيد ضياء الدين طباطبايى بود ، ترجمه مىكرد و اين امر سبب شد كه بين او و سيد ضياء الدين دوستى پايدارى به وجود آيد و با نفوذ سياسى سيد ضياء الدين ، معاون اداره ماليات‌هاى مستقيم شد . عامرى بعد از كودتاى 1299 ش ، از همدستان سيد ضياء الدين طباطبايى بود و در موقع رياست وزرايى او رياست دفتر نخست‌وزير را عهده‌دار بود . بعدها عامرى از طرف اهالى نائين به نمايندگى مجلس چهارم انتخاب گرديد ولى پس از ردّ اعتبارنامه‌اش در مجلس در وزارت دارائى عهده‌دار رياست كل ماليه و كفالت وزارت دارائى گرديد . عامرى در انتخابات مجلس مؤسسان از نائين انتخاب گرديد و به خلع قاجاريه رأى داد . وى در انتخابات مجلس ششم از نائين به وكالت مجلس انتخاب گرديد . عامرى بعد از تبعيد سيد ضياء بار ديگر به وزارت ماليه برگشت و به هنگام مأموريت دكتر ميلسپو در كنار او به كار پرداخت و در سال 1305 ش ، به سمت معاونت وزارت ماليه منصوب شد . در سال 1307 ش ، مسافرتى به اروپا كرد و چندى را در آنجا گذراند . وى در سال 1310 ش ، رئيس حسابدارى سازمان ايجاد راه‌آهن شمال و سپس در سال 1312 ش ، معاون وزارت راه شد . در سال 1314 ش ، به مقام استاندارى آذربايجان غربى رسيد اما يك سال بعد به اتهام اختلاس بازداشت ، محاكمه و زندانى شد . بعد از شهريور 1320 ش ، از وى اعاده حيثيت شد و چند شماره روزنامه به نام « صور » در تهران منتشر كرد و در شركت سهامى فرش مشغول به كار شد . وى در اوايل فروردين 1352 درگذشت . ( مجله يغما ، شم 296 ، ص 125 ؛ چهره مطبوعات معاصر ، ص 160 ؛ شرح زندگانى من ، ج 3 ، ص 216 و 217 و 228 ؛ انساب خاندان‌هاى مردم نائين ، ص 112 - 113 ؛ نقش فراماسون‌ها در رويدادهاى تاريخى و اجتماعى ايران ، ج 2 ، ص 286 و 283 و 245 و 273 ) . ( 9 ) . روزنامه ايران ، 12 / 12 / 1299 ، ص 3 . ( 10 ) . ميوه‌هاى دار ، ج 2 ، ص 933 . ( 11 ) . ميوه‌هاى دار ، ج 2 ، ص 933 و زمينه‌چينىهاى انگليس براى كودتا ، ص 138 . ( 12 ) . Memorahdum Prepared by Lancelot Oliphant for Curzon . 22 , February 1921 . ( 13 ) . تاريخ بيست ساله ايران ، جلد 1 ، ص 237 . ( 14 ) . زندگينامه رجال و مشاهير ايران ، ج 1 ، ص 255 . ( 15 ) . تاريخ بيست‌ساله ايران ، ج 1 ، ص 242 .