حسن فراهانى
مقدمه 11
روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )
( Computing Time ) نه اندازهگيرى زمان ( Measuring Time ) كه داراى دو بخش مىباشد . بخش اول يك علم محاسباتى و مربوط به باستانشناسى است و بخش دوم به بررسى وقايع و رخدادها در تاريخهاى زمانى دقيق آنها مىپردازد ، كه البته اين بخش بيشتر به تاريخ مربوط است . كرونولوژى از دورههاى قرون وسطى ، رنسانس و باروك مورد توجه بوده است . بسيارى از نوشتههاى تاريخى ، در واقع همان كرونولوژى به معناى تخصيص رخدادها به تاريخهاى زمانى دقيق آنها مىباشد . كرونولوژى مىتواند نسبى يا مطلق باشد . كرونولوژى نسبى ، چينش وقايع مربوط به هم ، نسبت به يكديگر و نسبت به يك مبدأ زمانى است . ولى كرونولوژى مطلق ، قرار دادن وقايع و رخدادها در تاريخ زمانى دقيق هريك از آنها مىباشد . به بيانى ديگر كرونولوژى مطلق دستهبندى ويژهاى از وقايع است كه تاريخ ( date ) ناميده مىشود . اين ويژگى در همه كرونولوژىهاى مطلق مشترك است . اهميت مقوله زمان و ترتيب وقوع حوادث ، مورخان را بر آن داشت تا در گزارش رخدادها و وقايع ، ترتيب و توالى زمانى را در نظر بگيرند . آنان به خوبى واقف بودند كه تنها رعايت ترتيب و توالى رخدادهاست كه به تاريخ هويت داده و آن را از اسطوره و افسانه متمايز مىنمايد . « ژوزف جاستوس اسكاليگر » ( 1609 - 1595 ) ( Joseph Justus Scaliger ) اولين پژوهشگرى بود كه در وادى تحقيق دربارهء كرونولوژى به عبارات درياى علوم ( The Sea of Sciences ) و نور دنيا ( The Light of Word ) اشاره كرد . اگرچه برخى نتايج كارى اسكاليگر از سوى برخى محققين همدورهء او بويژه « آرسيلا » ( Arsilla ) پروفسور دانشگاه سالامانسا ( Salamanca University ) رد شد ولى در هرصورت كار او و همكارانش در قرن هفدهم راهگشاى محققين براى مطالعه روى موضوع كرونولوژى بود . كرونولوژى كه در فارسى به آن روزشمار ، گاهشمار ، تقويم تاريخ و گاهنامه نيز اطلاق مىشود ، در مورد رويدادهاى قرن حاضر متداول شده است و تاكنون كتابهاى متعددى دربارهء تاريخ اروپا و امريكا به اين سبك انتشار يافته و در كشور ما نيز در سالهاى اخير توجه برخى وقايعنگاران را به خود جلب كرده است . كتابها و آثارى از اين قبيل ، منابع بسيار مناسبى براى علاقهمندان و پژوهشگران هستند ، تا بادقت و سرعت ، با تاريخ ، سياست ، اقتصاد و فرهنگ و هنر و جامعه آن كشور آشنا گردند . ولى حتى در كتابهاى تاريخى مشهورى چون تاريخ تمدن ، تاريخ طبرى ، سيرت كورش كبير ، تاريخ جهان نو ، طبقات الكبرى و ناسخ التواريخ ، زمان وقوع رويدادها بهطور دقيق مشخص نيست بلكه به صورت تقريبى آورده شده است . مثلا جنگ بدر در سال دوم هجرت و جنگ احد يك سال بعد از جنگ بدر رخ داده است . درحالىكه اطلاع كامل از زمان دقيق وقوع حوادث در تاريخ اهميت زيادى دارد . چون در بسيارى موارد يك محقق تنها با علم بر تاريخ دقيق وقوع حوادث است كه مىتواند رويدادها را شرح و تفسير نمايد و رابطه علت و معلولى ميان آنان را كشف نمايد .