محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )

67

رستم التواريخ ( فارسى )

داستان سلطنت و جهان‌بانى سلطان السلاطين ، خاقان عليين‌آشيان شاه سلطان حسين الموسوى الصفوى ، بهادر خان اما بعد ، چنين روايت نمايد امير حسين خوش‌حكايت گنج على خانى اصفاهانى كه : چون بعد از خاقان عليين آشيان ، شاه سليمان ، سقى اللّه ثراه و جعل الجنّة مثواه ، فرزند همايون ، يعنى خلف مبارك ، جانشين ميمونش ، خاقان سكندرشأن ، سليمان‌مكان ، قيصرپاسبان ، دارادربان ، قاآن جمشيدشأن ، كىنشان ، عشرت توأمان ، سلطان دادگستر ، رعيت‌پرور ، نصرت‌قران ، شهنشاه فريدون‌دستگاه ، خسرو بارگاه كسرى عز و جاه ، ايران‌پناه ، دولت و اقبال همراه ، آفتاب جهان‌تاب سپهر سلطنت و جهان‌بانى ، يگانه گوهر خورشيد آب و تاب محيط خاقانى ، داراى فغفوردربان ، محسود قيصر و خان ، السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان ، شاه سلطان حسين الموسوى الصفوى ، بهادر خان در ايوان شهنشاهى ، بر اورنگ جهان‌پناهى ، جا و در سرادق عظمت و جلال ، بر مسند دارايى و فرمانفرمايى ، مأوى نمود و به نظم و نسق و رتق و فتق امور جهاندارى و مرزبانى ، مشغول و در نهايت خوبى و مرغوبى به حل و عقد مهمّات ملكى و مملكت‌مدارى و مصالح امور عظيمهء جهان‌بانى ، متوجه بود و فتوحات كبيرهء كشورستانى ، از وجود ذيجود مسعودش به حصول و وصول مىپيوست و در زمانش در ربع مسكون ، پادشاهى از او بزرگتر و پراسباب‌تر و عظيم الشأن‌تر و لشكرآراتر و رعيت‌پرورتر نبود و كشور ايران در ضبط و تصرّفش ، و از آراستگى و پيراستگى ، كشور ايران بر شش كشور ديگر ، تفوّق داشت . بىگفت‌وشنود ، همهء اهل عالم ، آن ذات مقدّس حميده‌صفات را اولوالامر مطاع و فرمانفرماى واجب الاطاعهء لازم الاتباع مىدانستند و فرمان لازم الاذعانش در آفاق عالم ،