محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )
43
رستم التواريخ ( فارسى )
كنم . » من به او نصيحت نمودم كه : « چنين استدعايى از شاه مكن - كه نخواهد شد . » و از شيراز ، سفارشنامچهاى نوشتم در باب او به نظام الدّوله . و رفت به تهران به خدمت شاه . و شاه ، كمال التفات و تفقّد به او نمود و فرمود : « حكومت ولايتى را به تو مىدهيم . » او عرض نمود كه : « شاه ، سىهزار نفر لشكر به من شفقت بفرمايد ، بروم با انگليز جنگ كنم . » ديگر شاه ، التفاتى به وى نفرمود . از تهران ، مأيوس شد . رو بهجانب كرمانشاهان روانه شد كه به خدمت نواب شجاع الملكى - محمد على ميرزا - ، خود را برساند و از وى مقصود خود را حاصل نمايد . محمد على ميرزا ، خلد آشيان گرديد « 1 » . رفت بهجانب قندهار و كابل كه از ملوك افغان ، استمداد نمايد . در راه ، دزد ، او را برهنه نمود . برگشت به كرمانشاهان و مشغول به كاسبى گرديد . من كلام حافظ مجو درستى عهد از جهان سستنهاد * كه اين عجوزه عروس هزار داماد است غرض آنكه در طفوليّت در تعليمخانه و مكتب ، چنان رياست شيرين و فرمانفرمايى دلنشين با نظم و نسق و نظام و قانون درخور تحسين نمودم كه هيچ پادشاه ننموده . و در آن وقت ، از آغاز جلوس خاقان عليّين آشيان - شاه سلطان حسين الموسوى الصفوى - تا وفات داراى جمنشان ، شهنشاه اعظم - آقا محمد خان قاجار - و عهد برادرزاده و پسر زنش - فتح على شاه قاجار - خلد اللّه ملكه ، وقايعى كه رو داده ، از بيست پادشاه و حكمران كه اول ، شهنشاه جمشيد جاه ، شاه سلطان حسين ، شهرهء خافقين - دويم ، محمود ، شاه افغان - سيم ، اشرف ، شاه افغان - چهارم ، شاه تهماسب ، پسر شاه سلطان حسين - پنجم ، نادر ، پادشاه تاجبخش گيتى ستان چاكر آستان شاه تهماسب
--> ( 1 ) - منظور درگذشت .