محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )
34
رستم التواريخ ( فارسى )
و از كوه ، بالا بردند و به همان منزل مذكور رساندند . شيرى در آنجا بچه نهاده بود . بچههاى خود را برداشته ، فرار نمود . اهل جنگل به عدد مور و مار ، بيرون آمدند و به تلبيسات و نيرنجات و لطايف الحيل ملازمهاى ما ، به دست ما ، مسلمان و مريد و فدوى ما شدند و نذرهاى بسيار از نقد و جنس به جهت ما آوردند . هرقدر نذور و پيشكش ، اغنيا به جهت ما مىآوردند ، ما همه را به فقرا قسمت مىنموديم و فى الفور ، بارگاهى از چوب شمشاد و آبنوس و فوفل و صندل و عاج ، بنا نمودند و تذهيب كردند و اسباب و آلات معيشت و ظروف و اوانى از طلا و نقره و چينى و بلور و با رفتن در سركار ما آوردند و به جهت ما دستگاه پادشاهى برپا نمودند . و ما موافق حق ، به عدل و احسان و قسط و انصاف بر ايشان فرمانفرمايى مىنموديم و همهء ايشان از ذكور و اناث ، از ما راضى بودند و احدى از ما شاكى نبود . و بر وفق تمييز و قانون و نظام و مشورت با عقلا ، با ايشان مانند ملوك ، با حسن سلوك ، رفتار مىنموديم . و امر و مقرر فرموديم كه قواعد دين مبين و قوانين منهاج مستقيم و رسوم ملت بر حق ربانى - يعنى آداب مسلمانى - را به اين تفصيل بنويسند و به همهء جديد الاسلامان بياموزند : خداى آسمان و زمين - يعنى حضرت رب الارباب آفريدگار عالم و ما فيه و رب العالمين - يگانه و بىهمتا و جفت و مانند و معين و واجب الوجود قايم به ذات پاك قديم خود و ما سوايش ، قايم به ذاتش و محيط بر ماسواى خود ، به علم و عادل و قادر و مدرك و عليم و سميع و بصير و صادق و متكلّم و ازلى و ابدى و حى لايموت است و نه والد است و نه ولد است و نه مولود و نه صادر است و نه مصدر . و بعد از توحيد خدا ، احسان و نيكى به پدر و مادرى كه فرزند را مىپرورند تا به حد تمييز و رشد مىرسد . بعد از احسان به والدين ، احسان و نيكى نمودن به اقربا و خويشانى كه به دل و جان ، دوستدار بىنفاق و غمخوار با اتفاق باشند و معلمان و استادان و آموزگاران و مربيان و همسايگان بىآزار و چاكران و خدمتكاران با اخلاص و امانت و ديانت و اعتبار و احباب و رفقاى خيرخواه غمگسار مىباشد . ديگر ، فعل خير و انفاق فى سبيل اللّه ، به قدر قوه . و در روز