محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )

15

رستم التواريخ ( فارسى )

دوازده سردار انگليز « 1 » كه با لشكر و آتشخانهء بسيار در پى تسخير آن مملكت رفته بودند ، همه « 2 » مغلوب و مقهور شده بودند و اسير شده بودند و محبوس و مقيّد شده بودند . در آن وقت ، پنه‌پارته « 3 » - پادشاه انگليز - ايلچى به تهنيت و مبارك‌باد ، نزد نوّاب بنده‌پرور كه آقا محمد رضاى مذكور باشد ، فرستاد . نوّاب بنده‌پرور فرمود همهء ايشان را كشتند و ايلچى را ناقص الاعضا نموده و اخراج نمود و كشته‌هاى فرنگيان را فرمود با پنجاه‌هزار من چوب عود به آتش سوختند و به‌قدر هزارهزار « 4 » من ، طلاى ساخته از آلات و اسباب زندگى را فرمود در بركهء آبى كه به‌قدر نيم فرسخ در نيم فرسخ ، طول و عرض آن و عمقش از هزار زرع بيشتر بود ، ريختند كه بيرون آوردنش امكان ندارد . و پادشاه انگليز ، چهارمرتبه ، لشكر به جانب او فرستاد . همه كشته و اسير شدند و نوّاب بنده‌پرور ، يعنى آقا محمد رضاى شبكه‌ساى زرنگ حيله‌گر ، در سلطنت ، كمال استقلال يافته و تاج مرصّع مهراج را بر سر نهاد و بر تخت مهراج كه پنجاه زرع در پنجاه زرع از زر ناب و جواهر گرانبهاى خوشاب ساخته بودند ، بر مسند مكلل به لئالى برنشست و به عدل و احسان و حساب و احتساب و تمييز با اهل آن حدود رفتار نمود و همهء ايشان به‌قدر پنج‌كرور به حكم نافذ او شرف اسلام يافته ، ارادت و اخلاص به وى ورزيدند . و فرمود حسينيّه‌هاى بسيار در آنجا بنا نمودند و گنبدها و گلدسته‌هاى آن‌ها را كه از طلا ساختند و متولّىها و مستحفظها و عمله و خدمه به جهت آن‌ها و اخراجات كه در آنجا امام‌پاره مىگويند ، شبانه‌روزى قرار داد . و چون اين وقايع به عرض پادشاه انگليز و بزرگان لندن رسيد ، بساط مشورت چيدند و كنگاش و كوثل نمودند و از روى مكر و خدعه ، به‌قدر دو - سه‌هزار نفر بر رسم فرار

--> ( 1 ) - همان انگليس . ( 2 ) - اصل : و همه . ( 3 ) - همان بناپارت است . در اين‌جا ، مؤلف ، اشتباها بناپارت را شاه انگليس دانسته است . ( 4 ) - - يك ميليون .