محمد يوسف ناجى
36
رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )
از جانب مادرشان به ايشان مىرسيد يا به سبب احقّ بودن مؤمن از كافر تصرّف نمودن در ملك خدا از رهگذر دين و ايمان و سيد بودن ايشان و سنى بودن اتراك » . سپس حضرت فرمود « ويران و منهدم مىسازد اللّه تعالى به سبب ايشان ركنى را » در اينجا مقصود چهار ركن « روميهء شوميه و هنديهء بىدينيه و اوزبكيهء دنبكيه و ايرانيهء سنيه » است . اين دولت صفوى بود كه خداوند به دست آن « اين چهار ركن را منهدم و در عوض ركن قويم حق را قرار فرمود از براى تمهيد ظهور جناب حضرت صاحب الزمان » . در دنباله خطبه حضرت آمده است كه « و مىشكند به سبب ايشان به قدر پرى زمين سنگلاخ از سپاه ارم » كه اين مطلب در واقع « كنايه از سپاه خليل شاه شيروانى و آذربايجان و تبريز و حوالى آنها » است ، چراكه « زمين ارم در ملك شيروان مىباشد » . سپس حضرت « فرمود : و پر مىكند از ايشان ميان زيتون را » . معنى تأويلى اين سخن نيز « يعنى جبال رشت و لاهيجان و زيتون رودبار و مازندران و غيره » است . و اينكه در اين خطبه آمده است كه « سيجمعهم كقزع الخريف و يؤلّف بينهم » ( بحار : 32 / 43 ) » مقصود چيزى نخواهد بود جز همين مطلبى كه توسط « شاه جنّت مكان و آل او روى » داده و اتفاق افتاده است . « پس صريحتر از اين چهچيز تواند بود ؟ » . اكنون كه نويسنده تا اين اندازه در تطبيق پيش رفت ، يك لحظه به يادش آمده است كه بسا اين شاهان كارهايى انجام دهند كه از روى شريعت نباشد . لذا بلافاصله تأكيد مىكند كه « ملازمان آن بزرگواران »