محمد يوسف ناجى

30

رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )

بايد با مردم برخورد و رفتار كند . متعارف‌ترين دستور در اين موارد توصيه به رعايت عدل است كه مؤلف روى آن تأكيد كرده و شواهدى از روايات به‌ويژه دستورالعمل‌هاى امام على - عليه السّلام - به مالك‌اشتر را ارائه مىكند . اما باز آنچه مهم است عمل در چهارچوب امر به معروف و نهى از منكر است « به‌هرحال پس حكّام ، از راه حكم و سلطنت منع را جارى نفرمايند ، بلكه از راه امر به معروف و نهى از منكر آنچه فرموده جارى نمايند تا مثاب باشند و الّا از راه تحكّم و سلطنت معاقب خواهند بود » . يكى از نتايج مهم اين اصل ، پرهيز از استبداد است كه وى آن را با تعبير « تحكم و سلطنت » مىآورد . مؤلف همچنان درپى توجيه كردن دولت صفوى يعنى رسالت اصلى خود در اين نوشتار است . او در آغاز بحث از ملك اختبارى سخن گفت كه در مقابل ملك انبياء و اوصياء است . به نظر وى ملك اختبارى لزوما به پادشاهى نمرودى مصداق نمىيابد ، بلكه مىتواند توجيهى براى مشروعيت داشته باشد . اين دولت جز آن‌كه بايد براساس امر به معروف و نهى از منكر عمل كند ، به نظر وى ، براساس يك روايت مىتواند فى حد نفسه ، از اساس درستى برخوردار شود . در روايتى آمده است كه از امام صادق ( ع ) درباره اين‌روايت پدرشان پرسش مىشود كه بعد از قائم ، دوازده امام مىآيند . امام مىفرمايند : دوازده مهدى نه دوازده امام و اينان نيز گروهى از شيعه هستند كه مردم را به دوستى ما دعوت مىكنند .