سيد ابو الحسن علوى
54
رجال عصر مشروطيت ( فارسى )
پس از توپ بستن مجلس در سال 1326 سپهدار از طرف محمد على ميرزا رئيس اردوى آذربايجان و مأمور متفرق نمودن مشروطيون در تبريز گرديد . پس از چند ماه توقف در خارج شهر و ناسازگارى با عين الدوله فرمانفرماى آذربايجان متغيرا به تنكابن مراجعت و نداى عدالتخواهى را بلند كرد و انجمنى هم به اسم « انجمن عدالت » تشكيل نمود . در اول سال 1327 كه مجاهدين رشت را تصرف كردند و آقابالا خان حاكم رشت را كشتند بنا به مكتوباتى كه به سپهدار نوشته بودند سپهدار به رشت وارد شد و با مجاهدين همقدم گرديد . بالاخره پس از فتح طهران ( در 23 جمادى الاخرهء 1327 ) و عزل محمد على شاه ، سپهدار اولشخص ايران شد . اگرچه ظاهرا رئيس مليون بود و آزاديخواهى را پيشهء خود اظهار مىكرد ولى معنا بر خلاف مليون اقدام مىكرد و مىشود گفت اول نفاقى كه در مشروطيون پس از فتح طهران آشكار شد باعثش سپهدار بود . در 28 جمادى الاخر 1327 در اول كابينه وزير جنگ شد و در رمضان همان سال رئيس الوزراء شد و الى سال 1328 بر خلاف اشخاص اعضاء كابينه رئيس الوزراء بود . در هفدهم رجب 1328 كابينهء سپهدار معزول [ شد ] و كابينهء ميرزا حسن خان مستوفى الممالك سر كار آمد . در اين موقع سپهدار و حاجى عليقلى خان سردار اسعد از طرف مجلس وكيل گرديدند . در دهم ربيع الاول 1329 باز كابينه در تحت رياست سپهدار تشكيل شد . خودسريهاى سپهدار در ايران يكى از مسائل معروف ايران است . چوب زدن شخصى مثل سهام الدوله حاكم سابق فارس را براى معاملهء شخصى در صورتى كه در آن موقع سپهدار مصدر هيچ شغلى نبود ، همينطور كتك زدن ميرزا ابو القاسم عارف را در بازار به عنوان اينكه شعرى بر ضد او گفته است معروف تمام طهران است . در سال 1331 در موقع طغيان صمد خان شجاع الدوله در