سيد ابو الحسن علوى

29

رجال عصر مشروطيت ( فارسى )

سه سال نيست . اين جوان بواسطهء غرور و خودسريها و هرزگيهاى غير قابل تحمل ، مردم را از عهد ناصر الدين شاه و حركات غلامعلى خان منيجك معشوق ناصر الدين شاه ياد مىآورد . ولى گذشته از اين بسيار باهوش و باكمال و با شجاعت بود . در اوائل انقلاب ايران براى همراهى با مليون در واقعهء آوردن علما ( 1323 ) از شاه عبد العظيم يك فرسخى طهران و وساطت بين علما و شاه قدرى ترقى كرد و در سال 1324 به حكومت استرآباد منصوب شد . در سال 1326 به حكومت گيلان [ رسيد ] و در سال 1327 پس از توپ بستن مجلس به فرنگستان مسافرت كرد و مدتى در پاريس و لندن و بروكسل اقامت كرد . پس از فتح طهران در 1327 مراجعت به طهران كرد و ثانيا به حكومت استرآباد و سمنان و دامغان مأمور گرديد و در اين سفر ثروت كاملى حاصل كرد . در سال 1328 كه سالار الدوله ابو الفتح ميرزا در حدود مازندران شرارت مىكرد امير اعظم رئيس اردوى شمال گرديد و در مازندران خيلى بىانصافيها كرد كه در آن حدود ضرب المثل است . در سال 1329 به معاونت وزارت جنگ در طهران و پس از يك سال به حكومت سمنان و دامغان و شاهرود منصوب شد و چون در آن حدود ملكى داشت براى ازدياد آن شروع به تصرف املاك مردم كرد و باز در همين سال جنگى با سالار الدوله كرد و غارتيهاى او را از دستش گرفت و گمان مىرفت كه كم‌كم امير اعظم براى دولت اسباب زحمت بزرگى بشود تا اينكه در تاريخ 1333 در يكى از دهات خود در همان حدود از طرف بستگان خود به ضرب گلوله مقتول گرديد . « * » امير مؤيد سوادكوهى ( اسمعيل خان ) برادر شعاع الملك معروف . تقريبا سن ايشان بيش از پنجاه و

--> * به يادداشت پايان كتاب مراجعه شود .