محمد بن علي بن سليمان الراوندي

66

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )

لَهُمُ الْخِيَرَةُ « 1 » ، و چندان خيرات كه در دولت سلاطين آل سلجوق و ايّام همايون ايشان ظاهر شذ از احياى معالم دين و تشييد قواعد مسلمانى و بناهاى مساجد و انشاى مدارس و رباطات و قناطر و ادرار و انظار و اوقاف بر علما و سادات و زهّاد و ابرار در هيچ روزگار نبوذ ، و آثار آن در ممالك اسلام ظاهرست ، مصراع : انّ آثارنا تدلّ علينا ، بيت : ( اگر شهريارى و گر زير دست * جز از خاك تيره نيابى نشست كجا آن بزرگان با تاج و تخت * كجا آن سواران پيروز بخت ) « 2 » ( كجا آن خرذمند گندآوران * كجا آن بزرگان و جنگى سران همه خاك دارند بالين و خشت * خنك آنك جز تخم نيكى نكشت ) « 3 » بميرذ هر آنكو ز ماذر بزاذ * بداذ ملك دل ببايذ نهاذ همى بسترذ مرگ ديوانها * بپاى آورذ كاخ و ايوانها « 4 » و ملوك روزگار را بآثار و سيرت پسنديذهء ايشان اقتدا كردن سبب تاكيد دين و دولت و تاسيس قواغد مملكت باشذ ، و دعاگوى دولت محمّد بن علىّ بن سليمن الرّاوندى اگرچه از دولت سلطان طغرل بسبب قصر عمر او محروم بوذ و از نعمت او نياسوذ امّا مشايخ و استاذان او علماى كبار از نعمت آل سلجوق آسوذه بوذند ، شعر : ننهاذ مرا بخت من از شاه نصيبى * آرى چتوان كرد چو ننهاذ نباشذ و تحصيل علم كه بهترين منالى و زيباترين مالى بوذ در آن دولت كردم ، و چون از حطام دنياوى حاصلى نبوذ نيازردم ، شعر « 5 »

--> ( 1 ) قر : 28 ، 68 ( 2 ) شه ص 1411 س 25 - 26 ( 3 ) ايضا ص 1412 س 1 - 2 ( 4 ) ايضا ص 1535 س 9 ( 5 ) از قصيدهء مؤيّد الدّين طغرائى در مدح نظام الملك وزير سلطان محمّد مشتمل بر 79 بيت ، مطلعش اين است : لمن فى عراص البيد نوق مطاريب * يدرّسها رجع الحداء الاعاريب ( ديوان طغرائى طبع قسطنطنيه ص 15 ببعد )