محمد بن علي بن سليمان الراوندي

60

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )

چنين گفت موبذ كه مردن بنام * به از زنده دشمن بذو شاذكام « 1 » ز تو نام بايذ كه مانذ بلند * نگر دل ندارى ز غم دردمند و ابراهيم پيغمبر صلوات الرّحمن عليه « 2 » كه حبر ملّت و پذر امّت و خليل جليل و معمار ديوار كعبه بوذ از خذا بدعا درخواست كه وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ « 3 » ، پاذشاها نام من بنيكى در زبان بندگان آخر زمان افگن ، و چندانك عقلا خاطر برگماشتند وصول بذين مراد از مال و فرزند بحصول نيامذ و از خويش و پيوند ظاهر نگشت ، و الّا از تصنيف كتب و شعرهاى آبداز اين ذكر پايدار نمانذ و ياذگار از مردم الّا فايدتى علمى بنمانذ ، و از خزاين و دفاين و جواهر زواهر كه ملوك جمع كنند الّا خيرى باقى نمانذ كه از وجهى حلال بكنند ، صدقه سبب ثواب آخرت بوذ ، يكى [ را ده ] عوض نهاذه بوذ كه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها « 4 » ، و اوقاف مدارس و خانقاهها را هم نام درس هست و هم ثواب آخرت كه خزانه وارث بردارذ و زن شوهرى ديگر بيارذ و اسپ را ديگرى داغ نهذ ، همه تاراج كنند ، آن مدرسه يا خانقاه اگر از براى خذا نه به روى و ريا كرده بوذ تا قيامت نام نيكو زنده دارذ و ثواب آخرت آرذ ، و پيغمبر ما محمّد مصطفى عليه الصّلوة و السّلم گفته است ليس لك من مالك 36 الّا ما اكلت فافنيت او لبست فابليت او تصدّقت فابقيت ، در معرض خوردن افنا نهاذ و در مقابلهء پوشيذن ابلا و صدقه را باقى خواند ، و همچنين گفته است [ اذا ] مات ابن آدم انقطع عمله الّا عن ثلث صدقة جارية و علم ينتفع به و ولد صالح يدعو له بالخير « 5 » ، f . 27 a صدقهء جاريه آنست كه پاذشاهان مدرسها سازند و وقفها كنند و مساجد و خانيها و چشمه‌سارها و كهريزها آورند كه سال بسال از آنجا منال بوذ ، و ريع و ارتفاعش هرسال بجمعى رسذ كه بذان علم شريعت

--> ( 1 ) شه ص 352 س 17 ( 2 ) ن ا بىحركات ( 3 ) قر : 26 ، 84 ( 4 ) قر : 6 ، 161 ( 5 ) حديث معروف ( مشكوة المصابيح باب العلم )