محمد بن علي بن سليمان الراوندي

44

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )

و چون خط منسوب شذ 31 تبرّك كرد بكلام ربّ العالمين و تمسّك بحديث سيّد المرسلين كه خبر : من كتب بسم اللّه الرّحمن الرّحيم فاحسن خطّه غفر له مصحفى سىپاره مبدا كرد و مىنوشت و نقّاشان و مذهّبان را بياورد تا هرچ او مىنوشت ايشانش بزر حلّ تكحيل مىكردند ، بر هر جزوى سى پاره صذ دينار مغربى خرج مىشذ ، و آن مصحف بعضى پيش پاذشاه عادل علاء الدّين خذاوند مراغه مانده است و بعضى پيش بكتمر پاذشاه اخلاط و بعضى پيش نقّاشان ، و اين دعاگوى بذان سبب از آن حضرت تقريب و ترحيب يافت ، و تكحيل نوشتهء او بيشتر مرا فرموذى كه بسبب معرفت خط آنچ دعاگوى كردى بهتر نموذى ، و همه امراى عراق به تحصيل هنر و خواندن كتب پارسى مشغول بوذند چه حكما گفته‌اند ، مصراع : از خانه بكذخذاى مانذ همه‌چيز ، و نيز گفته‌اند افضل ما منّ اللّه به على عباده علم و عقل و ملك و عدل « 1 » بهترين عطيّات ايزدى عقل و دانش است و عدل در ملك تا لاجرم بعهد آن پاذشاه بزرگ‌زاذگان همه بمكتب مىنشستند و هنر را واخر بوذ و هنرمند مىآسوذ ، هر خطّاطى ده‌جا مكسب داشت و هر اديبى دو سه مكتب داشت ، و تاريخ آن دولت و عجايبهاى آن مملكت اگر نوشته شوذ ده شاه‌نامه و اسكندرنامه بيش بوذ از باز و شكار و رزم و بزم و فتح بلاد و شكست خصمان و صلت دوستان ، و اگر اين دعاگوى در دولت و نعمت پاذشاه عمر يابذ تاريخ دولت طغرلى بنويسذ و از آن كتابى سازذ نظما او نثرا ، امّا درين مجموعه ملتزم چند چيز شذه‌ام كه اگر درين وقايع كه بدور دولت سلطان شهيد و اتابك سعيد محمّد و پاذشاه كريم قزل ارسلان و بعد ازيشان تا بذين f . 20 a تاريخ افتاذ شروع روذ مقصود اين مجموع مفقود شوذ ، قصيرة عن طويلة « 2 » بعضى گفته مىشوذ ، و آنچ از شعرهاء شعرا در مدح ايشان و امرا خواهم آوردن خوذ دليلى قاطع و برهانى ساطع است بر بزرگى و

--> ( 1 ) فق f . 4 b ( 2 ) ن ا : طويله