محمد بن علي بن سليمان الراوندي

11

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )

دشمنان شرع احمد را بخنجر دوست كرد * دوستان احمدى را بر سر او افسر نهاذ دخترى درويش جامى شير را در خاك ريخت * درّهء او خاك را حالى شكنجه برنهاذ خاك زوذ از قطرها آن جام را پر شير كرد * و آنگهى پيش عمر بر دست آن دختر نهاذ بعد از آن عثمان عفّان كو سوم سالار بوذ * افسر ملك خلافت بر سرش عمّر نهاذ آن يگانهء جهان و جامع قرآن زوج الكريمتين و الخاتم فى الرّكعتين ذو النّورين الطّاهرين كه از بارگاه رسالت در حقّش اين تشريف داذند كيف لا استحيى ممّن يستحيى منه الملائكة « 1 » ، شعر : در دو ركعت ختم قرآن جز كه عثمان كس نكرد * به ز عثمان از صحابه جمع قرآن كس نكرد آن امام پيشوا و آن مقتداى رهنماى * كز « 2 » براى دين جز او انعام و احسان كس نكرد نعمتش خوردند وز كفران چو غوغايى شذند * سوذ بر ادبار و ناپاكى و كفران كس نكرد از پس او جز على كاندر معالى فرد بوذ * حكم بر ذمّى و ترسا و مسلمان كس نكرد آن شير بيشهء شريعت سرور جهان طريقت حيدر حيّه‌در باباى شبّير f . 6 a و شبّر 7 ، الضّارب بالسّيفين و الطّاعن بالرّمحين و المصلّى الى القبلتين ابى الحسن و الحسين ، آن شجاعى كه نخست دست كه به خون ريختن برآورد دشمن بو بكر 8

--> ( 1 ) حديث معروف ( ر ك به صحيح مسلم طبع مصر ج 2 ص 235 ، و نيز تاريخ الخلفاء ص 152 ) ( 2 ) ن ا : كر