كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

94

ده سفرنامه ( فارسى )

خود داشتند دستور داده شد تا لبه‌هاى چادر را از چپ و راست بالا زدند در اينجا ما توانستيم هيئت خان زند را بطور وضوح مشاهده نمائيم . به مجردى كه اطراف چادر را بالا زدند افسر راهنما اشاره كرد كه وارد شويم ، ما طبق آداب‌ورسوم انگلستان كلاه از سر برداشتيم و در برابر خان تعظيم نموديم ، جعفر خان با تكان دادن سر به كرنش ما پاسخ گفت و سپس از بيرون به سمت درب عقبى چادر پيش رفتيم و در مدخل چادر بار ديگر سر فرود آورديم و خان براى دومين بار با سر اشاره كرد كه بنشينيم و ما در فاصلهء چهار ياردى يعنى در جائى كه آقاى جونز در ملاقاتهاى قبلى مىنشست ، بر زمين نشستيم . خان خوشحال و سرحال به‌نظر مىرسيد او در رابطه با اوضاع اروپا و انگلستان و آداب‌ورسوم آنها پرسشهائى نمود و آقاى جونز به سئوالاتش پاسخ گفت و سپس خان به ما اطمينان داد كه امنيت ما را در شيراز تأمين خواهد نمود و به منشى خود دستور داد تا به همين منظور براى ما « فرمانى » صادر نمايد و پس از اينكه مدتى تقريبا طولانى در حضور خان بوديم اجازه مرخصى يافتيم و با همان تشريفات قبلى از چادر خارج شديم . چادر خان تقريبا بزرگ و مستطيل و با سرديرك سرپا نگه‌داشته مىشد ديركها با روپوشهائى زراندود تزئين يافته بودند قسمت جلو چادر در تمام اوقات باز بود و با يك نوع پارچه قشنگ ابريشمى آستردوزى شده كه مانند چادر وزير طرحهاى زيبائى در آن به كار رفته و كف آن نيز با فرشهاى گرانبها و نمدهاى كناره مفروش شده بود در قسمت فوقانى چادر ، جعفر خان بر روى يك نمد بزرگ كه بر روى هم تا شده ، جلوس كرده بود و در مقابل او خارج از چادر ميرزا محمد حسين با چند تن از افسران و فرماندهان سپاه ايستاده بودند .