كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
90
ده سفرنامه ( فارسى )
و هيچيك از ما خداوند خود را ترك نخواهد كرد نادر شاه لامحاله خرسند شد و خواهى نخواهى برگشت و از خيال فرار منصرف شد او نيك مىديد و شك نداشت كه چندى است توطئهاى بر ضد او چيده شده است و زندگى او در خطر است ولى عاملان توطئه را نمىشناخت . سرانجام توطئهگران در شب يكشنبه يازدهم جمادىالثانى 1160 هجرى قمرى ( 20 ژوئن 1747 . م ) در فتحآباد خبوشان ( 3 ) كيلومترى شمال باخترى قوچان ) هنگامى كه نادرشاه در خواب بود داخل چادر او شده ابتدا به ضرب شمشير يكدست او را قطع كردند و سپس سر او را بريده به همراه قاصدى براى عليقلى خان برادرزادهاش كه در هرات بود ( و بعدها عادلشاه لقب گرفت ) فرستادند .