كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
72
ده سفرنامه ( فارسى )
سوم صفر اول مه سهشنبه سوم صفر چهل و دو تن از « امراء » از طرف نادر شاه مفتخر به دريافت « خلعت » شدند و مقرر گرديد همه خلعتها را بپوشند و رأس ساعت پنج صبح به حضور محمد شاه باريابند . « خلعت » هاى نظام الملك و سر بلند خان و قمر الدين خان و محمد خان بنگوش عبارت بودند از يك جليقه بسيار گرانبها ، يك كت مخصوص شكار زردوزىشده ، چهار يا رد شال ، يك « منديل » يا عمامه گرانبها ، يك خنجر جواهرنشان ، يك كارد با غلاف مرصع . بقيه « خلعت » ها هم انواع مختلف بودند بعضى پنج يا چهار يا سه يا دو تكه بودند و برخى هم حتى يك شيئى از طلا يا نقره برحسب مقام و رتبه افراد اختصاص داده شده بود . مقارن ساعت هشت صبح محمد شاه بر تخت روان نشست در حالى كه چتر سلطنتى بالاى سر او افراشته شده به اتفاق چند تن از امراء به طرف « ديوانخانه » حركت نمود و امراء با كمى فاصله در پشت سر او حركت مىكردند هنگامى كه به ديوانخانه رسيدند امپراطور به سعد الله خان دستور داد كه غير از چند تن از امراء و « منصبداران » ارشد بقيه حق ورود ندارند . جلو ديوانخانه همه پياده به راه افتادند امپراطور نيز از تخت روانش پائين آمد و به طرف جايگاه نادر شاه پيش رفت و پس از آنكه همديگر را در بغل فشردند با هم به صرف صبحانه پرداختند و براى امراء نيز ناشتائى تهيه و تدارك ديده شد ، كمى بعد اشياء زير را مقابل محمد شاه برزمين گذاشتند يك تاج جواهرنشان ، يك « سرپيچ » ، يك كمربند ، يك خنجر با دسته جواهرنشان ، يك قمه مرصع ، نادر شاه با دست خود تاج را بر سر محمد شاه گذاشت و بعد از