كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

333

ده سفرنامه ( فارسى )

نام را براى شوشتر برگزيده است و به والرين امپراتور روم كه زندانى او بود مأموريت داد تا اين شهر را بنا نمايد « 10 » . خرابه‌هايى كه از سوس ( سوزا ) به جاى مانده ، گواه آنست كه شوشتر نمىتواند آن شهر معروف باستانى باشد آثار مهم شوشتر عبارتند از قلعه سد و پل كه هرسه از يادگارهاى قديم و قابل توجه اين شهر به‌شمار مىآيند بطورى كه مىگويند جلو قسمتى از ديوار كه هنوز برجاى مانده است محل سكونت والرين بوده است . رومىها قسمتى از يك تپه كوچك را با احداث يك قلعه در قسمت غربى شهر مشرف به رودخانه كه چشم‌انداز زيبايى دارد در اختيار گرفته بودند . دو طرف اين دژ نظامى را يك خندق و يك سمت ديگر آن را رودخانه محصور نموده اين قلعه تنها يك دروازه دارد كه به سبك رومى ساخته شده و سابقا به وسيله يك پل متحرك به درون آن رفت‌وآمد مىكردند . « سرداب‌هاى » متعددى در زير تپه حفر شده كه هنوز آب در آنها جريان دارد . سدى كه شاپور بر روى كارون احداث نموده چندان از قلعه فاصله‌اى ندارد و آن‌طوريكه دكتر هرملوت « 11 » تصور نموده ايجاد اين بند به خاطر جلوگيرى از وقوع سيلاب و طغيان رودخانه نبوده ، بلكه عمدتا براى انحراف قسمت زيادى از آب رودخانه به يك كانال مصنوعى به منظور مقاصد كشاورزى انجام گرفته است . سنگ‌هايى كه در اين سد به‌كار رفته با قيدهاى آهنى به‌هم متصل گرديده عرض اين سد در حدود بيست پا ، و طول آن تقريبا چهار صد يا رد مىباشد دو دهنه هلالىشكل در اين سد ايجاد شده

--> ( 10 ) - به‌طورى كه گفته‌اند سربازان رومى به عنوان معمار و مهندس در ساختن شوشتر به‌كار گرفته شده‌اند . « نويسنده » . ( 11 ) - Hermelot