كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
322
ده سفرنامه ( فارسى )
طريق قپان روانه دريا ، و ديگرى در مسيرى به نام حفار جريان پيدا مىكند و پس از طى مسافتى در حدود چهارده مايل دوباره به دو شعبه منشعب مىگردد كه يكى در يك كانال مصنوعى به طول سه مايل بهطرف شط العرب ، و ديگرى به نام بهمن شير ، به سوى دريا سرازير مىگردد . كارون رودخانه بزرگى است و در بعضى جاها پهناى آن به سيصد يا رد زياده مىگردد و كشتىهايى با ظرفيت بيست و پنج تن مىتوانند تا نقطهاى به نام « كشتى بند » چهار مايلى شوشتر در آن رفت و آمد نمايند . در مورد رودخانههاى تاب و جراحى من شرح آن دو را جزو استان فارس بيان كردهام . رودخانه جراحى پس از ورود به دورق قديم با احداث يك بند ، تقريبا به يكصد كانال كوچكتر تقسيم مىگردد تا تكافوى آبيارى سرزمينهاى زراعتى آن نواحى را بدهد و مازاد آن به گمان من بهطرف باتلاقهاى اطراف دورق جديد جريان پيدا مىكند . دو كانال اصلى منشعب از رودخانه يكى مستقيم بهطرف شهر ، و ديگرى از حوالى آن عبور مىكند . من به اتفاق آقاى مونتيت « 4 » يك مندس از اهالى مدرس به وسيله يك قايق كوچكى از ميان يكى از اين كانالها بهطرف كارون پيش رفتيم . ما شهر را در ساعت هشت صبح ترك نموديم و ساعت يازده شب خود را به رودخانه كارون رسانيديم اين قايق كوچك هر ساعت مسافتى در حدود دو مايل را طى مىنمود در دو طرف ما تا آنجا كه چشم مىديد همه باتلاق و نىزار بود و در ميان اين نىزارها انواع و اقسام جانوران و پرندگان شكارى ديده مىشدند .
--> ( 4 ) - Monteith