كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

295

ده سفرنامه ( فارسى )

اجراى معاهده گلستان آماده نمود و فتحعلى شاه با مأيوس شدن از كمك انگليس‌ها و با تلقينات ميرزا شفيع صدراعظم ( كه با نظر انگليسها موافق بود ) ناچار به پيشنهادهاى سفير انگليس تن در داد و در نتيجه معاهده گلستان كه در يازده ماده تنظيم شده بود در تاريخ 21 اكتبر 1813 ( 29 شوال 1228 ه ق ) به امضاء نمايندگان ايران و روسيه رسيد و به موجب اين قرارداد ولايات قراباغ ، گنجه ، شكى ، شروان ، قبه ، دربند ، باكو ، طالش ، داغستان ، گرجستان ، و قفقاز كه مورد ادعاى ايران و محل نزاع بود به روسيه واگذار گرديد بد نيست در اينجا گفته شود كه پس از شكست ايران در مرحله دوم جنگ‌هاى ايران و روسيه و پس از انعقاد قرارداد تركمان‌چاى ( 1828 . م ) كه دربار تهران مجبور شد مبلغى به عنوان غرامت به روسها پرداخت نمايد لامحاله براى پرداخت غرامت جنگ به استناد فصل ششم قرارداد 1812 ( قرارداد مفصل ) از دولت انگليس ادعاى دويست هزار تومان هزينه جنگى را مىنمود ولى دولت انگليس به بهانه‌هاى گوناگون از پرداخت پول خوددارى مىكرد بهتر است قسمتى از نوشته جان ويليام‌كى نويسنده كتاب جنگ‌هاى افغانستان را در مورد ادعاى دولت ايران در اين خصوص عينا نقل نماييم . « انگليس‌ها در پى فرصتى بودند كه از زير بار تعهدات مواد سه و چهار قرارداد 1812 كه با ايران داشتند خود را رها نمايند ، در اين موقع فرصت مطلوب فرارسيد مبالغ زيادى روسها به عنوان غرامت جنگ از دولت ايران مطالبه مىكردند دربار تهران به هر وسيله‌اى متوسل مىشد تا وجهى تدارك نمايد در اين اوضاع و احوال كه بستانكار سمج و بىانصافى بر يك دولت شكست‌خورده فشار مىآورد دولت انگليس مانند يك صراف ورزيده و فرصت‌طلب كه خود بدهكار باشد از تنگدستى و بىپولى طلب‌كار خود كه در