كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
274
ده سفرنامه ( فارسى )
بهطور كافى وقت ملاقات و گفتگو با شاه را نداشتيم بههمين مناسبت شاه موافقت كرد كه بار ديگر با تشريفات كامل سفير را به حضور بپذيرد . شاه كتى زرباف از مخمل زرد بر تن داشت كه سنگهاى درشت گرانبهائى بر روى شانههايش دوخته شده ، و در هر بازويش سه رديف بازوبند مزين به جواهرات ديده مىشد كه از آن جمله درياى نور يكى از بهترين الماسهاى دنيا در بين آنها وجود داشت . كمربندى بر روى كمرش بسته كه در حدود چهار اينچ پهنا داشت و مزين به انواع و اقسام مرواريد و در وسط آن يك دانه زمرد سبز بسيار درشت به چشم مىخورد . بر روى اين كمربند يك خنجر مرصع با منگولههاى مرواريد بسته بود كه شاه دستش را روى آن گذاشته و اغلب به صورت تفنن و سرگرمى با آن بازى مىنمود . قليان بسيار ظريفى در سمت چپ وى در يك گوشه تخت ديده مىشد كه به خاطر الماسهاى نفيسى كه بر روى آن نصب شده بود ، مثل يك تكه آتش مىدرخشيد در سمت راست تخت ، چهار پيشخدمت سرپا ايستاده بودند كه اولى تاج سلطنتى ، و دومى گرز و سپهر ، و سومى كمان و تركش ، و چهارمى شمشير شاه را در دست داشتند تمام اين اشياء زيبا و قشنگ ، بخصوص تاج سلطنتى كه در هر طرف آن مقدار زيادى مرواريد و زمرد و الماس نصب شده و در بالاى آن يك « جقه » از الماس نشانده بودند و اطراف آن را نيز با پر يك نوع پرنده تزيين و آرايش داده بودند . شاه بهطور صميمى و يكرنگى با ما وارد گفتگو شد و پرسيد كه از « ينگه دنيا » ( آمريكا . م ) چه خبر داريد ؟ و اضافه كرد كه آنجا چه نوع سرزمينى است ؟ و چگونه مىتوان به آنجا سفر كرد ؟ آيا آن كشور زير زمين قرار دارد ؟ و آنگاه پرسشهايى در مورد سيستم حكومتى انگلستان مطرح نمود ظاهرا اطلاع داشت كه پادشاه