كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
238
ده سفرنامه ( فارسى )
اصفهان اول فوريه 1809 روز اول فوريه به حوالى اصفهان رسيديم در حالى كه سواره به طرف شهر پيش مىرفتيم با حاكم اصفهان كه به استقبال آمده بود ، مواجه شديم و آنگاه به اتفاق بهطرف شهر حركت نموديم هنگام ورود به اصفهان در حدود پنجاه هزار نفر جمعيت اجتماع كرده بودند روى ديوارها ، پشتبامها همه مملو از تماشاچى بود بهتر است اين قسمت را باز هم از يادداشتهاى آقاى شريدان نقل نمائيم . « عبد الله خان هنوز به پيشواز نيامده بود ما حالا در يك مايلى باغى بوديم كه چادرهايمان را در آنجا سرپا كرده بودند سرانجام عبد الله خان به ملاقات ما آمد و چادر خود را در يكصد ياردى محل عبور هيئت برافراشت او دستوراتى راجع به اقامت خدمه ما در بهترين كاروانسراهاى شهر صادر نمود خان يا بيگلربيگى ( عبد الله خان ) ما را تا درون چادر همراهى كرد استراحتگاه به طرز بسيار زيبايى مبله شده بود و سفير كه بسيار خسته شده بود به زحمت از اسب پياده شد همه چيز عالى و باشكوه بود جز آنكه عبد الله خان با بعضى رفتارش خود را مورد تمسخر و ريشخند قرار داده بود . . . » كمى بعد از اين مراسم بهطرف چهارباغ و همان جائى كه چادرهائى براىمان برافراشته بودند حركت نموديم در وسط اين باغ عمارت بسيار بزرگى بود كه براى اقامتگاه هيئت اختصاص داده شده بود اين كاخ بسيار مجلل و زيبا بود و به علت نزول برف فراوان ترجيح دادم يك اطاق مناسب فصل انتخاب نمايم . دوم فوريه حكمران اصفهان به ملاقات آمد بطورى كه آقاى شريدان مىگويد امروز به مراتب بيشتر از ديروز ما را مورد