كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
233
ده سفرنامه ( فارسى )
و مطلوبى به جاى گذاشته است من در پاسخ گفتم خدا شاهزاده و شما را سلامت نگهدارد ولى بايستى بگويم كه خيلى متأسفم از اينكه شاهزاده با اعزام قشون و ارسال تداركات به خارك خود را در زحمت انداخته است و تقاضاى من اينست كه چنانچه دستور اعزام قوا به خارك صادر نشده است آن را لغو نمايند وزير جواب داد چرا ؟ شما تصور مىكنيد كه ما جرأت آن را نداريم كه از آن جزيره دفاع كنيم و آبروى شاه خودمان را حفظ كنيم . نه خان عزيز ! هيچكس در شهامت و پايمردى شماها ترديدى ندارد و هر ايرانى از حيثيت و حرمت پادشاه خود دفاع خواهد كرد شما اشتباها گفتههاى مرا طور ديگر تعبير كرديد . دولت انگليس هم از روى حزم و احتياط و هم از لحاظ سياسى مايل نيست كه جزيره خارك را تصرف نمايد اين پيشنهادى است كه چند سال قبل من ارائه دادم ژنرال ملكم سعى مىكرد تا فرمانفرماى هندوستان را ترغيب نمايد تا جزيره قشم را از پادشاه ايران خريدارى نمايد و ملكم در اين باره عقيده مرا خواستار شد من هم با طرح دلائلى و ارائه به فرماندار كل با خريد جزيره قشم مخالفت نمودم كه خوشبختانه مورد توجه قرار گرفت ، « 26 » انگليسها دوستى شما را مىخواهند روابط تجارى شما را مىخواهند و طالب خوشبختى شما هستند و بهتر است ما درباره مسئله پوچ و بىاهميت خارك
--> ( 26 ) - سرجان ملكم به داشتن يك جزيره يا پايگاهى در خليجفارس تعصب شديدى نشان مىداد و هنگامى كه از اولين مأموريت خود از ايران مراجعت كرد از ماركويز ويلزلى خواست تا جزيره قشم را خريدارى نمايد و ضمنا جزيره خارك را نيز با توسل به زور اشغال نظامى نمايد و هنگامى كه او فرماندار بمبئى بود كمپانى هند شرقى را ترغيب كرد تا آن جزيره را در اختيار بگيرد و تشكيلات وسيعى در آنجا تأسيس نمايد ولى هيئتمديره به علت هزينه سنگين اين پيشنهاد را احمقانه دانست و از پذيرفتن آن امتناع كرد . « نويسنده »