كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

182

ده سفرنامه ( فارسى )

باقى بود تا اينكه در سال 1234 ه ق در قزوين درگذشت و به‌جاى او محمد حسين خان نظام الدوله اصفهانى به صدارت برگزيده شد . ( 11 ) ميرزا رضا قلى خان نوائى منشى الممالك از اهالى قريه نوا لاريجان يكى از رجال استخواندار دربار فتحعلى شاه است ميرزا رضا قلى خان در زمان آغا محمد خان مهردار و منشى او ، و در دوران سلطنت فتحعلى شاه نيز به‌سمت منشى الممالكى منصوب گرديد ميرزا رضا قلى خان طبع شعر داشت و سلطانى تخلص مىكرد . ( 12 ) پس از كشته شدن آغا محمد خان دشمنان و مخالفان حاجى ابراهيم خان از فرصت استفاده نموده و او را به سازش و همكارى با ميرزا تقى خان حكمران ياغى و متمرد يزد متهم نمودند ولى چون در آن موقع حاجى از قدرت و نفوذ فوق العاده‌اى برخوردار و به‌علاوه فتحعلى شاه نيز به لياقت و كاردانى او محتاج بود لذا كارشكنىها و دشمنىها به‌جائى نرسيد لكن بعدها توطئه‌چينىها و دسيسه‌بازيها به رهبرى ميرزا شفيع مازندرانى روزبه‌روز شدتى بيشتر يافت تا سرانجام به نتيجه رسيد و طبق يك قرارداد و مواضعه قبلى تمام بستگان و اعوان و انصار او را در غره ذيحجه 1215 ه ق در تمام ولايات دستگير نمودند و به قتل رسانيدند و در ضمن خود حاجى را نيز در همان روز به جرم خيانت گرفتار كردند و به امر شاه چشمهايش را از حدقه كندند و زبانش را بريدند . « آنگاهش مغلولا با زن و فرزندان كه نيز هريك زخم و جراحتى داشتند در قزوين جاى دادند و هم از آنجا به جهان ديگر كوچ فرمودند » ( ناسخ التواريخ قاجاريه . ج 1 ص 64 ) هنگامى كه اموال حاجى ابراهيم را ضبط نمودند و دو پسرش ميرزا عليرضا و ميرزا على اكبر را نيز به‌حضور شاه بردند فتحعلى شاه براى اينكه كسى از نسل اين خانواده باقى نماند دستور داد تا هردو را