كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
166
ده سفرنامه ( فارسى )
داشته باشد ! تصوير و گرز رستم ( كه اين آدم غولپيكر به همان هيئت درآمده بود ) در ايران معروفيت دارد و هنگام عبور فكر مىكردم كه نكند اين شخص همان رستم باشد . اولين بار اين اشتباه دولتمردان ، به وسيله ميهماندار مورد ستايش قرار گرفت بعدها به من گفت واقعا قابل تحسين است . احمقها خواستند با نمايش آن مرد غولپيكر كه در كنار ديوار ايستاده بود شما را بترسانند آنها چشمهاى شما را كه براى يك لحظه به او خيره شده بود تعقيب مىنمودند و آشكارا ديدند كه شما ابدا توجهى نكرديد و سپس اضافه كرد كه من بايد به آنها بگويم كه در كشور شما از اينگونه مردان عظيم الجثه فراوانند و حتى بلندى قامت اين مرد به اندازه يكى از افراد گارد پادشاه انگلستان نيست ! قبل از آنكه تهران را ترك گويم چندين ملاقات با شاه داشتم كه در تمام اين ملاقاتها شاه هميشه سرحال و بانشاط بهنظر مىرسيد و در بعضى موارد هم صحبتهاى خصوصى از عادات و رسوم و سنن مردم و دولت انگليس به ميان كشيده مىشد . در حين مذاكره شاه پرسيد آيا حقيقت دارد كه از امپراطورى هند هر ساله ده كشتى پر از طلا و نقره به انگلستان فرستاده مىشود ، ايلچى در پاسخ گفت به ندرت اتفاق مىافتد كه شمشهاى طلا از مستملكات شرقى امپراطورى به انگلستان فرستاده شود مگر اينكه به خاطر تجارت اين كار انجام گيرد . پادشاه گفت چرا آن سفيرى « 4 » كه شما فرستاده بوديد به من دروغ گفت در حالى كه خشمگين بهنظر مىرسيد به ايلچى گفت ببينيد ، شما ناراحت
--> ( 4 ) - مهدعلى خان يك نفر ايرانى بود كه سال قبل به نمايندگى از طرف حكمران بمبئى به اتفاق آقاى دونكن Duncan به دربار ايران اعزام شده بود . « نويسنده » .