كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
158
ده سفرنامه ( فارسى )
و قائممقام صدراعظم براى گفتگو و مذاكره با هيئت ما انتخاب شدند آقامير و محمد حسين منشى هندى من نيز در سلك همراهان ايلچى قرار گرفتند مذاكرات طبق طرح و زمينه قبلى بين دو هيئت همرتبه آغاز گرديد . ظاهرا دو هيئت در فضاى مساعد و مطمئنى شروع به كار نمودند . ( 2 ) دوست هندى من گفت كه ميرزاى وزير ، سعى مىكند كه اختلافات جزئى را كه مورد تأئيد من نيست بزرگتر از آنچه هست به ما فوق خود ارائه دهد . آنها از آقامير كه يك نفر ايرانى بود مىترسيدند ولى انتظار نداشتند كه بر عليه منافع صدراعظم و كشورش اقدامى به عمل آورد . محمد حسين درحالى كه از نقش خود در مجلس مذاكره با غرور ياد مىكرد گفت از حالا به بعد بيشتر از آنچه حاجى ابراهيم صحبت مىكند به او احترام بگذاريد و بهطورى كه آنها گفتهاند مردم انگليس به اينگونه مسائل توجهى ندارند من ( يعنى محمد حسين ) به آنها گفتم كه ايلچى احترامات لازم را همانطورى كه در ايران مرسوم است حتى در اداى جزئىترين كلمات رعايت خواهد نمود . محمد حسين گفت ببينيد آنها نتوانستند امتيازى از من بگيرند و لامحاله با ما به يك راهحل دوستانه رسيدند كلمات دوستانه و احترامآميز مانند در انتظار ارجاع خدمات هستم . يا آماده اجراى اوامر مىباشم بهطور گستردهاى در مذاكرات فى ما بين ردوبدل مىشد . . . به هر حال خاتمه اين جنگ الفاظ در تهران و مراسم باريابى به حضور شاه را در بخش بعدى ملاحظه خواهيم نمود .