كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

152

ده سفرنامه ( فارسى )

« ايلچى » « 1 » به تهران به علت مشورت با يك منجم معروف اصفهانى براى مدت طولانى به تأخير افتاد آن مرد دانشمند پس از استخاره با قرآن و تعيين ساعت نيك در حالى كه كاغذى در دستش ديده مىشد اظهار داشت كه ترديدى ندارد كه ورود « ايلچى » به دروازه تهران در ساعت دو و چهل و پنج دقيقه بعدازظهر سيزدهم نوامبر 1800 ساعت و روز مباركى است و مذاكراتش با اولياء دولت ايران ثمربخش خواهد بود . ميرزا آقا مير « 2 » كه مانند بيشتر هموطنانش به طالع‌شناسى عقيده محكم و استوارى داشت مراقب ساعت معهود بود و مقام و موقعيتش او را قادر مىكرد كه پابه‌پاى « ايلچى » حركت نمايد و سرعت و كندى حركت او را كنترل نمايد تا درست در همان دقيقه‌اى كه منجم‌باشى پيش‌بينى كرد وارد دروازه تهران شود . عده‌اى از رجال به پيشواز ايلچى آمدند كه از آن جمله نوروز خان قاجار ( 1 ) رئيس غلامان خاصه‌شاهى ( ايشيك آقاسىباشى . م ) در ميان آنها بود كه در حدود ششصد سوار از قراولخانه‌شاهى وى را همراهى مىكردند ما با نواختن شيپور و به صدا درآوردن طبل خود را آماده استقبال و پيشواز نموديم سواره‌نظام و پياده‌نظام اروپائى در صفوف منظم صف كشيد و هنگامى كه دو طرف به بيست ياردى يكديگر رسيدند ايلچى خود را مهيا و آماده مىكرد تا قبل از پيشوازكنندگان ايرانى خود از اسب پياده شود ، ولى در اين موقع نوروز خان بدون تأمل و شتابان و قبل از آنكه ايلچى بتواند اسب خود را آرام نمايد ، پياده شد و به طرف ميهمان

--> ( 1 ) - مراد از ايلچى سر جان ملكم ، نويسنده اين يادداشتها است . « مترجم » . ( 2 ) - ظاهرا اين شخص ميهماندار و يكى از همراهان ملكم بود كه او را به پايتخت همراهى مىكرد . « مترجم » .