كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

136

ده سفرنامه ( فارسى )

« لله » چنان شخصيتى از تو به من ارائه داده است كه ميل دارم مسئوليت اين جواهرات را به عهده شما بگذارم تا اينكه بعدا ببينم چه مىتوانيم بكنيم ! در جواب گفتم اين كار براى من غيرممكن است كه بتوانم حسن‌ظن و اعتماد اعليحضرت را هرقدر هم به اين پيشنهاد احساس افتخار مىكنم قبول نمايم ، اولا قبل از آنكه به هند مراجعت كنم بايستى به بصره بروم و مدتى در آنجا بمانم و آن كار خطرناك و احمقانه‌اى خواهد بود كه چنين اشياء نفيسى را از اعليحضرت بگيرم و با خود حمل نمايم و چه بسا ممكن است در اثر نگرانىها و بعضى اتفاقات ديگر جان خود را از دست بدهم و از طرفى با چنين عملى خود را در معرض سرزنش و انتقاد مافوقان خود قرار خواهم داد سپس گفتم كه من بيش از پانصد پياستر Piastres همراه ندارم كه به زحمت تكافوى مخارج سفر مرا از خشت تا بصره خواهد نمود اما مقدار قابل توجهى ظروف طلا و نقره و الماس‌هاى كوچك و چند طاقه « شال » با خود آورده‌ام كه در اختيار اعليحضرت خواهم گذاشت . شاه گفت براى مقصودى كه دارم اشياء شما بهتر از مال خود من نيست گرچه همسفر شيرازى شما حاجى ابراهيم تاجر ، ممكن است پول همراه داشته باشد نه مايل هستم پولهايش را بگيرم و نه او را مجبور خواهم كرد كه به عنوان قرض به من بدهد زيرا براى استرداد آنچه از دست داده‌ام از راه « حلال » اقدام خواهم نمود و سپس گفت . به من بگوئيد چه بايد بكنم ؟ من جواب دادم : پس از حمله به كازرون همان‌طورى كه قبلا هم جسارت كرده و پيشنهاد نمودم در بوشهر مستقر شويد و با حكومت هند بريتانيا روابطى برقرار نمائيد و از اين طريق جواهراتى را كه مايل به فروش يا گرو گذاشتن آنها هستيد به