كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
130
ده سفرنامه ( فارسى )
از حركات حيوانات دريافتهام كه آنان نيز دچار همين حالات مىشوند . از آنجائى كه در خشت زمينلرزه زياد رخ مىدهد شايد ميزبان ما از اين واقعه به قدر ما معذب و ناراحت نشده بود . بعد از صرف ناشتائى به ديدار شاه شتافتم و پس از گفت و شنودى چند دربارهء زمينلرزه اظهار داشت : به وضوح به من بگو عقيدهات در مورد چشمانداز امكانات من براى تصرف دوباره شيراز چيست ؟ در پاسخ گفتم كه مىترسم كه اظهار عقيده من چندان مورد رضايت نباشد چرا كه بدون داشتن توپخانه و خمپارهانداز نمىتوان به شيراز راه يافت ، مگر آنكه از داخل شهر كمكهاى لازم به عمل آيد . قبلا هم گفته بودم كه بسيار مشكل است كه اين كمكها را دريافت نمود به اعتقاد من غير از شورش و دستگيرى حاجى ابراهيم و يا اينكه قراولان يكى از دروازههاى شهر به وظايف خود خيانت ورزند راه ديگرى وجود ندارد و الا تجهيزات و تداركات فعلى بهيچوجه جوابگوى اين مقصود نخواهد بود ، و از طرفى اگر شهر هم به محاصره درآيد فورا آغا محمد خان به يارى مردم آن خواهد شتافت كه در آن صورت بايستى عقب كشيد و يا آغاز به جنگ نمود كه آن هم براى چنين جنگى قواى كافى نخواهد بود . شاه براى مدتى به فكر فرورفت و سپس گفت اگر شما به جاى من بوديد چكار مىكرديد ؟ من هم خيلى دست خالى نيستم و هنوز آن چيزهائى را كه در شيراز ديديد با مقدار ديگرى همراه دارم من به اعليحضرت گفتم مطلبى كه ايشان دربارهاش از من سئوال مىكنند از چنان اهميتى برخوردار است كه از حيطه فكر من خارج است و محتملا اظهار نظرهائى كه ابراز مىنمايم فاقد ارزش