عبد الحسين نوايى
93
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
انجمن تبريز ، پس از ورود قشون روس به شهر ، به وسيلهء تلگراف از وى كسب تكليف كرد . بديهى است كه وى جز اظهار تأسف و تحسر كارى از دستش در مقابل اسلحه و قشون روسى ساخته نبود . اين خدمات گرانبها و دلسوزيهاى بىغرضانهء او نسبت به ايران بود كه در آن زمان مىگفتند : به ما آنچه شمشير ستار كرد * براون از سر كلك دُربار كرد و ما در طى اين مقاله ، تا اندازهاى اشاره به فداكاريهاى ادوارد براون خواهيم كرد . ادوارد براون نظر به علاقهاى كه به ايران داشت اخبار نهضت مشروطيت ايران را با دقت تمام توجه مىكرد و پيشرفت سريع فكرى ايرانيان را به ديدهء تحسين مىنگريست . به همين جهت مايل و شايق بود كه هركس را كه از ايران آمده باشد بپذيرد و از وى سؤالاتى بنمايد . ميرزا آقاى اصفهانى اولين كسى كه براون به دو دست يافت ميرزا آقاى اصفهانى معروف به « نفتى » بود . وى از كسانى بود كه در هرقرن يكى يا دو نظير بيشتر پيدا نكند . از لحاظ گستاخى و هتاكى و تكبر و نخوت فراوان و شجاعت و جسارت بيان همتا نداشت . وى وكيل تبريز بود . ولى مثل دو نفر همكار آذربايجانى خود ، مير هاشم دوچى كه جزو مستبدين شد و انجمن اسلاميه را درست كرد و حاج محمد اسماعيل مغازه كه معروف بود شبانه به دربار رفتوآمد مىكند ، با محمد على شاه ارتباط يافت و اندكاندك از مشروطه روى گردانيد و جسارت وى به حدى بود كه با صراحت تمام مىگفت من پيش خود عهد كردهام كه چون به طهران بيايم گوش اين سيدك را گرفته و از دروازه بيرون اندازم و مقصود اين مرد جسور بىملاحظه از