عبد الحسين نوايى

70

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

باز كنند و به كسب و كار خود بپردازند . در همين روز ، محمد على شاه دستخطى خطاب به مشير السلطنه رئيس دولت خود فرستاده بود كه براى جلوگيرى از فساد و حفظ نظم و آسايش عامه « امروز تا سه ماه ديگر مجلس را منفصل نموده و پس از اين مدت وكلاى متدين ملت و دولت دوست منتخب شده با مجلس سنا ، موافق قانون اساسى ، پارلمان مفتوح شده مشغول انتظام گردد . » غرض محمد على شاه از اين دستخط اين بود كه در برابر اعتراض خارجيها و نكوهش جرايد بيگانه چنين وانمود سازد كه او مشروطه را برنينداخته و به قانون اساسى وفادار است و سه ماه ديگر مجلس افتتاح خواهد شد و دنبال اين دستخط هم ، دستخط ديگرى مبنى بر عفو عمومى خطاب به مشير السلطنه فرستاده بود كه زبان بيگانگان را ببندد و رونوشت اين دو دستخط را علاء السلطنه وزير خارجه به دستور شاه به همهء سفارتخانه‌ها فرستاد و به وسيلهء تلگراف به همه‌جا اعلام كرد . ولى در حقيقت مفاد هيچيك از اين دو دستخط اجراء نگرديد و محمد على شاه پس از بيرون دادن اين دو دستخط بود كه امر كرد قاضى ارداقى را در باغ‌شاه شهيد كردند و مدير روزنامهء روح القدس را نيز دستور داد كه به چاهى انداختند كه در آن‌جا از رنج گرسنگى و تشنگى به ساير شهداى راه حريت و آزادى پيوست . متحصنين سفارت انگليس چنان كه ديديم محمد على شاه به پشتيبانى روسها بلكه به دست عمال رسمى آنها ، لياخوف و شاپشال ، مشروطه و آزادى را در ايران برچيد . پس از آنكه بعضى از سران آزادى ، در نتيجهء بمباران مجلس ، به سفارت انگليس پناهنده شدند به تدريج جمعى ديگر از آزاديخواهان نيز در قلهك در مجاورت سفارت انگليس گرد آمده چادرهائى برپا نموده در آنجا اقامت اختيار كردند . بدين اميد كه در برابر حمايتى كه