عبد الحسين نوايى
33
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
اين تحريكات آشوبى برپا خواهد شد ، روز 8 ذيقعده از كار كناره گرفت و استعفاى خود را به محمد على شاه داد . آشوب و بلواى روز 9 ذيقعده روز يكشنبه 9 ذيقعده ، در حالى كه جمعى از وكلا در مجلس در كميسيونها حاضر بودند ، جمعى از اجامر و اوباش به سردستگى مقتدر نظام و كسان ديگر روى به مسجد سپهسالار نهادند و از آنجا پس از آنكه هياهوئى بر ضد مجلس و مشروطه برپا نمودند ، عربدهكنان رو به مجلس نهادند . مجلسيان براى احتياط در مجلس را بستند و شورشيان چون در مجلس را بسته ديدند ، چند تير به طرف مجلس شليك كردند . مجلسيان هم دو نفر مجاهد را بالاى مناره كردند كه شروع به شليك نمودند . شورشيان پس از آنكه از طرف مجلس مقاومت ديدند به طرف ميدان توپخانه بازگشتند . احتشام السلطنه رئيس مجلس پس از اين واقعه برادران خود علاء الدوله و معين الدوله را براى گله از وقوع آشوب نزد شاه فرستاد . محمد على شاه همينكه آنها را ديد ، دستور داد علاء الدوله را به فلك بسته و چوب بسيارى زدند و سپس هر دوى آنها را به دست قزاقها سپرد كه به مازندران تبعيد كنند و در همان موقع رئيس الوزرا را ، كه دو روز پيش استعفا كرده بود ، احضار كرد . ناصر الملك ابتدا به عذر بيمارى نرفت . ولى بالاخره ناگزير شد و به دربار رفت . تصميم محمد على شاه به كشتن ناصر الملك محمد على شاه همينكه ناصر الملك را ديد او را هم به باد فحش و دشنام گرفت و دستور داد او را هم چوب بزنند . سپس گفت او را در اطاق حاجب الدوله زندانى نمايند . آنگاه دستور داد قهوهاى كه در آن زهر ريخته بودند به خورد او بدهند . همين كه قهوه را آوردند ، ناصر الملك شروع به نماز خواندن كرد و مدتى نماز او طول