عبد الحسين نوايى
283
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
كشته شدن علاء الدوله تا اندازهاى مرتجعين را بهجاى خود نشاند . دولت خواستار قبول اولتيماتوم بود . روز اول دسامبر ، كمى پيش از انقضاء مهلت چهل و هشت ساعتهء روس ، وزير خارجه به مجلس رفت تا نظرات خود را بيان كند . باشد كه مجلس اولتيماتوم را بپذيرد . همراه وى سه وزير ديگر يعنى محتشم - السلطنه و مشير الدوله و معاضد السلطنه نيز به مجلس آمده بودند . وى خطاب به وكلاى مجلس شرح ماوقع را بازگو كرد و گفت وزارت خارجه از اولتيماتوم ثانوى اطلاع داشت و به همين جهت چه قبلا چه بعدا هرچه توانست كوشش كرد . ولى سودمند نيفتاد . نامهاى هم براى سفارت انگليس نوشته خواهش كرديم دولت انگليس ميانجيگرى كند . سفارت انگليس هم توصيه كرد كه درخواست روسها را بپذيريم . ولى دولت تابع نظر مجلس شوراى ملى است . دولت در اين مورد اختيار تام مىخواهد كه بتواند اولتيماتوم دولت روس را بپذيرد . شرف و عزت نه ننگ دولت آن روز مجلس از هرروز ديگر شلوغتر بود . غير از جمع وكلا كه نزديك به 80 نفر بودند ، تمام لژهاى تماشاچيان و روزنامهنگاران پر بود و در بين حاضرين نمايندگان قونسولگرى روس و انگليس نيز وجود داشتند . وقتى نطق وزير خارجه به پايان رسيد ، مجلس در سكوت غريبى فرورفت . شوستر اين حالت مجلس را خوب وصف كرده است : اين گفتار در ميان خاموشى ژرفى ادا شد و چون به پايان رسيد همگى همچنان ساكت برجاى ماندند . هفتاد و شش نفر از نمايندگان ، از پير و جوان و آخوند و پزشك و بازرگان و شاهزاده ، بىآنكه تكانى بخورند در جاى خود ماندند . لحظات مىگذشت و هرآن مهلت اولتيماتوم در شرف سپرى شدن بود . تا اينكه يك مرد روحانى برخاست و نطق كوتاهى كرد و گفت شايد مشيت خداوند بر اين قرار گرفته است كه آزادى و استقلال ما به زور از ما گرفته شود . ولى سزاوار