عبد الحسين نوايى
261
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
اين دفعه هيئت مأمورين مفصلتر بود . مستر كرنز نمايندهء شخص خزانهدار و پنج صاحبمنصب و پنجاه ژاندارم خزانه و ضمنا پنجاه ژاندارم دولتى با سه نفر از صاحبمنصبان خود همراه اين هيئت بودند و رياست كليهء اين افراد را مستر مريل معاون مستر شوستر داشت . مستر شوستر به افراد هيئت توصيه كرد كه تا آنجا كه ممكن است به زور و قهر متوسل نشوند و سعى كنند كه با مسالمت و آرامش كار تمام شود و در صورتى كه مستحفظين باغ جلوگيرى كرده دست به اسلحه برند نبايد از طرف افراد هيئت در تيراندازى پيشدستى شود . اما در هرصورت حكم يعنى تصرف خانه بايد به صورت عمل درآيد . دستور قطعى بود و ژاندارمها و مستشاران آمريكائى حركت كردند . اما با اينهمه ، قبل از آنكه كار را عملى كنند ، مستر كرنز و مستر موريل با يك صاحب - منصب كه به زبان روسى آشنائى داشت به قونسولگرى روس رفته با مسيو پاخيتانوف ژنرال كونسول جريان امر را در ميان نهادند . مسيو پاخيتانوف نمونهء كامل و تمامعيار يك مأمور دولت استعمارى بود و شايد اگر در ميان تمام مأمورين دول استعمارى بخواهند نمونهء درستوحسابى و به اصطلاح « سمبل » خشونت و استعمار بخواهند بيابند محققا يكى از آنها همين ياخيتانوف است . مسلما صحبت با چنين شخصى فايده نداشت و او كه خود قزاقها را در خانهء شعاع السلطنه گذاشته بود حاضر به برداشتن آنها نشد و جدا امتناع كرد ازين روى مستر كرنز به او گفت در اين صورت ، تصرف باغ به زور هم كه شده باشد اجرا خواهد شد . پس ازين اتمام حجتها ، ژاندارمهاى دولتى باغ را محاصره كردند و چون قزاقها ممانعت نمودند ، ژاندارمها از در ديگر داخل باغ شده قزاقها را محاصره نمودند و تقاضا كردند كه قزاقها اسلحهء خود را زمين گذارده به سلامت مرخص شوند و همينطور هم شد و بدون جنگ باغ به تصرف مأمورين ژاندارم درآمد و بلافاصله